پرش به محتوای اصلی
یغمای جندقی یغمای جندقی

غزلیات

شمارهٔ ۸۱

شراب از خم به جام آمد خوش آمد

گه عیش مدام آمد خوش آمد

معلق شد سبوی غنچه از شاخ

سرا پا لاله جام آمد خوش آمد

اگر ماه مبارک شد نکو شد

وگر عید صیام آمد خوش آمد

زطوف و سجده مینا و مستان

چمن بیت الحرام آمد خوش آمد

روان بر شط می شد کشتی جام

جهان دارالسلام آمد خوش آمد

در میخانه بگشادند و بوئی

ز رحمت بر مشام آمد خوش آمد

قد شاهد به رامش قامت افراخت

قیامت را قیام آمد خوش آمد

نشسته باده خواران دوش بر دوش

چمانی در خرام آمد خوش آمد

به پهنه رامش اندر توسن جام

ز می زرین ستام آمد خوش آمد

مسوز ار رفت یغما از خرابات

که این ناپخته خام آمد خوش آمد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۳آنچه با من سوز عشق وی کند
  2. شمارهٔ ۸۴تا کنم چاک به کوی تو گریبانی چند
  3. شمارهٔ ۸۵سر زهی دولت اگر در قدمت خاک آید
  4. شمارهٔ ۸۶زور دستان بنهد زال صفت زار آید
  5. شمارهٔ ۸۷دل با صف غمزه ای در افتاد
  6. شمارهٔ ۸۸تا یار شکر خنده ز در بند نیاید
  7. شمارهٔ ۸۹فرق است زنخشب که مه از چاه بر آید
  8. شمارهٔ ۹۰جز آفتاب تو و آن غنچه شراب آلود
همه‌ی غزلیات ←

یغمای جندقی درباره‌ی یغمای جندقی

میرزا رحیم یغمای جَندَقی (۱۱۶۰ ـ ۱۲۳۸) فرزند حاج ابراهیم قلی متخلص به «یغما» از شعرای غزل‌سرای سده سیزدهم ایران در عهد محمد شاه قاجار است. وی در سال ۱۱۹۶ هجری قمری (۱۱۶۰ هجری شمسی) در دهکدهٔ خور و بیابانک، مرکز ولایت جندق به دنیا آمد. در هفت سالگی در بیرون ده شتر می‌چراند و معاش خانواده خود را تأمین می‌کرد. یغما در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.