پرش به محتوای اصلی
یغمای جندقی یغمای جندقی

غزلیات

شمارهٔ ۸۰

تا به خاطر مژه و ابروی توام بر گذرد

همه در دیده و دل دشنه و خنجر گذرد

هر که دید آن لب نوشین و دل سنگین گفت

آب خضر است که بر سد سکندر گذرد

چشم و مژگانش نگه کن که همی پنداری

شهسواری است که بر قلب دو لشکر گذرد

حسن مردانه ات ار بر شکند طرف کلاه

شاهد مصر ز بازار به معجر گذرد

آفتابش می و برجش خم و چرخش ساقی

ای خوش آن عمر که در گردش ساغر گذرد

در ره توسنش ار گرد بر آید زجهان

مشت خاکی است که در موکب صرصر گذرد

خط و کاکل بنما ای همه شاهانت گدا

تا گدا از نمد و شاه ز افسر گذرد

عدل شد جور رخ و زلف تو کاین فتنه عام

ماجرائی است که بر مسلم وکافر گذرد

خم به ابروی کمان ناورد آن مه ز غرور

تیر آهم چه تفاوت که ز اختر گذرد

مژه از اشک جدا زان لب و دندان یغما

نگسلد رابطه تا رشته به گوهر گذرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۲لبت از می چو لعل رنگ آید
  2. شمارهٔ ۸۳آنچه با من سوز عشق وی کند
  3. شمارهٔ ۸۴تا کنم چاک به کوی تو گریبانی چند
  4. شمارهٔ ۸۵سر زهی دولت اگر در قدمت خاک آید
  5. شمارهٔ ۸۶زور دستان بنهد زال صفت زار آید
  6. شمارهٔ ۸۷دل با صف غمزه ای در افتاد
  7. شمارهٔ ۸۸تا یار شکر خنده ز در بند نیاید
  8. شمارهٔ ۸۹فرق است زنخشب که مه از چاه بر آید
همه‌ی غزلیات ←

یغمای جندقی درباره‌ی یغمای جندقی

میرزا رحیم یغمای جَندَقی (۱۱۶۰ ـ ۱۲۳۸) فرزند حاج ابراهیم قلی متخلص به «یغما» از شعرای غزل‌سرای سده سیزدهم ایران در عهد محمد شاه قاجار است. وی در سال ۱۱۹۶ هجری قمری (۱۱۶۰ هجری شمسی) در دهکدهٔ خور و بیابانک، مرکز ولایت جندق به دنیا آمد. در هفت سالگی در بیرون ده شتر می‌چراند و معاش خانواده خود را تأمین می‌کرد. یغما در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.