پرش به محتوای اصلی
یغمای جندقی یغمای جندقی

غزلیات

شمارهٔ ۸۳

آنچه با من سوز عشق وی کند

آتش سوزان کجا با نی کند

کرد با عقلم خیال لعل او

آنچه با مغز حریفان می کند

آنکه کار جمله از یک غمزه ساخت

فکر کار ما ندانم کی کند

گرد برخیزد ز واپس ماندگان

تا مه محمل نگاه از پی کند

راه لیلی بر سر مجنون فتاد

ساربان کو تا شتر را پی کند

کعبه نبود قبله عشاق کیست

تا رخ مجنون به سوی حی کند

کلک یغما با لب شیرین دوست

تنگ شکر را به ناخن نی کند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۵سر زهی دولت اگر در قدمت خاک آید
  2. شمارهٔ ۸۶زور دستان بنهد زال صفت زار آید
  3. شمارهٔ ۸۷دل با صف غمزه ای در افتاد
  4. شمارهٔ ۸۸تا یار شکر خنده ز در بند نیاید
  5. شمارهٔ ۸۹فرق است زنخشب که مه از چاه بر آید
  6. شمارهٔ ۹۰جز آفتاب تو و آن غنچه شراب آلود
  7. شمارهٔ ۹۱ای دل ز خود برون شو یار است دیدی آمد
  8. شمارهٔ ۹۲آنکه در پرده دل خلق جهانی بر باید
همه‌ی غزلیات ←

یغمای جندقی درباره‌ی یغمای جندقی

میرزا رحیم یغمای جَندَقی (۱۱۶۰ ـ ۱۲۳۸) فرزند حاج ابراهیم قلی متخلص به «یغما» از شعرای غزل‌سرای سده سیزدهم ایران در عهد محمد شاه قاجار است. وی در سال ۱۱۹۶ هجری قمری (۱۱۶۰ هجری شمسی) در دهکدهٔ خور و بیابانک، مرکز ولایت جندق به دنیا آمد. در هفت سالگی در بیرون ده شتر می‌چراند و معاش خانواده خود را تأمین می‌کرد. یغما در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.