پرش به محتوای اصلی
یغمای جندقی یغمای جندقی

غزلیات

شمارهٔ ۶۷

یوسف مصری اگر جمال تو بیند

خویش به بازار پیر زال تو بیند

ذوق خیال تو برده از دلم آرام

تا چه کند باز اگر جمال تو بیند

یوسفش آید به دیده گرگ زلیخا

دیده به خوابش اگر خیال تو بیند

سهل نگیرد خلاص مرغ دل من

در شکن طره هر که خال تو بیند

هیزم دوزخ کند ز سدره طوبی

خازن جنت اگر نهال تو بیند

خون که حرام است ریختن به همه کیش

گر همه صید حرم حلال تو بیند

هر که مه نو بر آفتاب ندیده است

گو به رخ ابروی چون هلال تو بیند

غنچه شود گل اگر تو رخ بگشائی

سرو خم آرد گر اعتدال تو بیند

نیست دریغ ار ز دست شد سریغما

منزلت این بس که پایمال تو بیند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۹ترک چشمت چو به خونریزی عشاق آید
  2. شمارهٔ ۷۰هر سرو که طوبیش ز قد منفعل آید
  3. شمارهٔ ۷۱گرچه دانم ره عشق تو به سر می‌نرود
  4. شمارهٔ ۷۲کودکی سنگ به کف چون سوی ویرانه رود
  5. شمارهٔ ۷۳به سوی کعبه ز میخانه رهی باید کرد
  6. شمارهٔ ۷۴گفتم آن چشم و مژه گفت نه بیمارانند
  7. شمارهٔ ۷۵هدف تیر نظر چون دل اغیار کند
  8. شمارهٔ ۷۶من گرفتم که به عشاق وفا نتوان کرد
همه‌ی غزلیات ←

یغمای جندقی درباره‌ی یغمای جندقی

میرزا رحیم یغمای جَندَقی (۱۱۶۰ ـ ۱۲۳۸) فرزند حاج ابراهیم قلی متخلص به «یغما» از شعرای غزل‌سرای سده سیزدهم ایران در عهد محمد شاه قاجار است. وی در سال ۱۱۹۶ هجری قمری (۱۱۶۰ هجری شمسی) در دهکدهٔ خور و بیابانک، مرکز ولایت جندق به دنیا آمد. در هفت سالگی در بیرون ده شتر می‌چراند و معاش خانواده خود را تأمین می‌کرد. یغما در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.