پرش به محتوای اصلی
یغمای جندقی یغمای جندقی

غزلیات

شمارهٔ ۷۰

هر سرو که طوبیش ز قد منفعل آید

گر جلوه شمشاد تو بیند خجل آید

با لاله صد داغ خوشم از همه گل ها

زان روی که از نکهت او بوی دل آید

تا چند خورم غصه دل، دل شکنی کو

کاین خانه مخروبه به او منتقل آید

بی فاصله زلف و خطت اطراف بگیرند

این حلقه بدان سلسله چون متصل آید

کو خط تو تا سر خط آزادی عشاق

در دفتر انشای مشیت سجل آید

خون ریز و میندیش که خونی که تو ریزی

زان پیش که از تیغ تو ریزد بحل آید

هر شیفته دل را که بود خاتمه بر کفر

در بیعت آن طره پیمان گسل آید

یغما چه شد ار آمد و جان در قدمت کرد

هر سر که نه بر خاک تو غلطد به گل آید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۲کودکی سنگ به کف چون سوی ویرانه رود
  2. شمارهٔ ۷۳به سوی کعبه ز میخانه رهی باید کرد
  3. شمارهٔ ۷۴گفتم آن چشم و مژه گفت نه بیمارانند
  4. شمارهٔ ۷۵هدف تیر نظر چون دل اغیار کند
  5. شمارهٔ ۷۶من گرفتم که به عشاق وفا نتوان کرد
  6. شمارهٔ ۷۷ز هجرانت چنانم جان بسوزد
  7. شمارهٔ ۷۸بهل که روی تو از عنبرین نقاب برآید
  8. شمارهٔ ۷۹در بتکده گر خانه ای آباد توان کرد
همه‌ی غزلیات ←

یغمای جندقی درباره‌ی یغمای جندقی

میرزا رحیم یغمای جَندَقی (۱۱۶۰ ـ ۱۲۳۸) فرزند حاج ابراهیم قلی متخلص به «یغما» از شعرای غزل‌سرای سده سیزدهم ایران در عهد محمد شاه قاجار است. وی در سال ۱۱۹۶ هجری قمری (۱۱۶۰ هجری شمسی) در دهکدهٔ خور و بیابانک، مرکز ولایت جندق به دنیا آمد. در هفت سالگی در بیرون ده شتر می‌چراند و معاش خانواده خود را تأمین می‌کرد. یغما در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.