پرش به محتوای اصلی
یغمای جندقی یغمای جندقی

غزلیات

شمارهٔ ۶۶

چرخ نیلی به گل از مشک ترت غالیه سود

که به گل گفت که خورشید نشاید اندود

خانه ها کرد سیه حسن تو و ز تخم عمل

سبز شد سنبل خط وانچه همی کشت درود

دود از آتش همه رسم است که اول خیزد

آتش چهر تو را خاست در آخر ز چه دود

بنگر آن خط و لب و گونه که گوئی یوسف

یافت خاتم ز سلیمان و ز ره از داود

در تو هرچ آن بود اسرار نکوئی همه هست

جز دهان و کمر آنهم عدمی به ز وجود

شهری اندر هوس قامت و رخسار تواند

تا که را بخت بلند افتد و کوکب مسعود

شیخ را دیدم و گفتم مگر از عهد قدیم

قدری به شده نی باز همان است که بود

نشود صلح میان من و مفتی به خدای

تا خلافست در اطوار مسلمان و یهود

نه مکافات فلک داد و نه پاداش زمین

آه از سینه گرم و مژه خون آلود

نظم یغما همه مدح می و ذم صلحاست

وقت او خوش چو به از طاعت لعنست و درود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۸رابطه دل به غمزه راه ندارد
  2. شمارهٔ ۶۹ترک چشمت چو به خونریزی عشاق آید
  3. شمارهٔ ۷۰هر سرو که طوبیش ز قد منفعل آید
  4. شمارهٔ ۷۱گرچه دانم ره عشق تو به سر می‌نرود
  5. شمارهٔ ۷۲کودکی سنگ به کف چون سوی ویرانه رود
  6. شمارهٔ ۷۳به سوی کعبه ز میخانه رهی باید کرد
  7. شمارهٔ ۷۴گفتم آن چشم و مژه گفت نه بیمارانند
  8. شمارهٔ ۷۵هدف تیر نظر چون دل اغیار کند
همه‌ی غزلیات ←

یغمای جندقی درباره‌ی یغمای جندقی

میرزا رحیم یغمای جَندَقی (۱۱۶۰ ـ ۱۲۳۸) فرزند حاج ابراهیم قلی متخلص به «یغما» از شعرای غزل‌سرای سده سیزدهم ایران در عهد محمد شاه قاجار است. وی در سال ۱۱۹۶ هجری قمری (۱۱۶۰ هجری شمسی) در دهکدهٔ خور و بیابانک، مرکز ولایت جندق به دنیا آمد. در هفت سالگی در بیرون ده شتر می‌چراند و معاش خانواده خود را تأمین می‌کرد. یغما در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.