پرش به محتوای اصلی
یغمای جندقی یغمای جندقی

غزلیات

شمارهٔ ۶۵

هردم از عمر که بی شاهد و ساغر گذرد

آزمودیم به یک عمر برابر گذرد

آفتابی است رخت کز زنخ و ابرو و زلف

همه بر سنبله و دلو و دوپیکر گذرد

حال دل با سپه غمزه چه محتاج بیان

فتنه پیداست بر آن رمز که لشکر گذرد

گذرد چشم و دلم بر لب و روی تو چنانک

تشنه بر دجله و مسکین به توانگر گذرد

منم و در رهت این اشک پیاپی وآن نیز

تر نگردد کف پای تو گر از سر گذرد

خنجر از سینه گذشتن چو تو ضارب چه عجب

عجب آن است اگر سینه ز خنجر گذرد

چشم صیاد تو در چنبر زلف از پی دل

شاهبازی است که بر برج کبوتر گذرد

گشته دل بیخود و خواهد به رخش زد به خدای

مگذارید که دیوانه بر آذر گذرد

نگذرد از لب و رخسار تو یغما به مثل

گر جم از جام وز آئینه سکندر گذرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۷یوسف مصری اگر جمال تو بیند
  2. شمارهٔ ۶۸رابطه دل به غمزه راه ندارد
  3. شمارهٔ ۶۹ترک چشمت چو به خونریزی عشاق آید
  4. شمارهٔ ۷۰هر سرو که طوبیش ز قد منفعل آید
  5. شمارهٔ ۷۱گرچه دانم ره عشق تو به سر می‌نرود
  6. شمارهٔ ۷۲کودکی سنگ به کف چون سوی ویرانه رود
  7. شمارهٔ ۷۳به سوی کعبه ز میخانه رهی باید کرد
  8. شمارهٔ ۷۴گفتم آن چشم و مژه گفت نه بیمارانند
همه‌ی غزلیات ←

یغمای جندقی درباره‌ی یغمای جندقی

میرزا رحیم یغمای جَندَقی (۱۱۶۰ ـ ۱۲۳۸) فرزند حاج ابراهیم قلی متخلص به «یغما» از شعرای غزل‌سرای سده سیزدهم ایران در عهد محمد شاه قاجار است. وی در سال ۱۱۹۶ هجری قمری (۱۱۶۰ هجری شمسی) در دهکدهٔ خور و بیابانک، مرکز ولایت جندق به دنیا آمد. در هفت سالگی در بیرون ده شتر می‌چراند و معاش خانواده خود را تأمین می‌کرد. یغما در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.