پرش به محتوای اصلی
یغمای جندقی یغمای جندقی

غزلیات

شمارهٔ ۶۴

جزع یمانش شد از شبه گهر آمود

دیده نم آرد چو گشت خانه پر از دود

گفتمش از خط جمال حسن بکاهد

روشنی ماه در سواد شب افزود

جام سفالینه هست و کنج خرابات

کاسهٔ زر گو مباش و کاخ زر اندود

جز ز خط جام و لوح جبههٔ ساقی

راه نبردم به گنج‌نامهٔ مقصود

سنت محمود چیست مهر غلامان

ما و به رسم فریضه سنت محمود

عشق غنیمت شمر که وصل نکویان

باغ خلیل است و عشق آتش نمرود

خون پدر خود ز شیر مام ندانی

مادر گیتی نپرورد چو تو مولود

تیرگیت موجب زوال من افتاد

نورک الله ای ستارهٔ مسعود

نرم شد از آتش دلم دل سختش

قطرهٔ خونی نمود معجز داود

عشرت یغماست با خیال دهانت

تنگ معیشت به هیچ شد ز تو خشنود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۶چرخ نیلی به گل از مشک ترت غالیه سود
  2. شمارهٔ ۶۷یوسف مصری اگر جمال تو بیند
  3. شمارهٔ ۶۸رابطه دل به غمزه راه ندارد
  4. شمارهٔ ۶۹ترک چشمت چو به خونریزی عشاق آید
  5. شمارهٔ ۷۰هر سرو که طوبیش ز قد منفعل آید
  6. شمارهٔ ۷۱گرچه دانم ره عشق تو به سر می‌نرود
  7. شمارهٔ ۷۲کودکی سنگ به کف چون سوی ویرانه رود
  8. شمارهٔ ۷۳به سوی کعبه ز میخانه رهی باید کرد
همه‌ی غزلیات ←

یغمای جندقی درباره‌ی یغمای جندقی

میرزا رحیم یغمای جَندَقی (۱۱۶۰ ـ ۱۲۳۸) فرزند حاج ابراهیم قلی متخلص به «یغما» از شعرای غزل‌سرای سده سیزدهم ایران در عهد محمد شاه قاجار است. وی در سال ۱۱۹۶ هجری قمری (۱۱۶۰ هجری شمسی) در دهکدهٔ خور و بیابانک، مرکز ولایت جندق به دنیا آمد. در هفت سالگی در بیرون ده شتر می‌چراند و معاش خانواده خود را تأمین می‌کرد. یغما در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.