پرش به محتوای اصلی
یغمای جندقی یغمای جندقی

غزلیات

شمارهٔ ۶۳

به جز به روی تو کآن طره‌ای سیاه بر‌آید

کسی ندیده که عقرب به برج ماه برآید

جریده بر صف مژگان او چه می‌زنی ای دل

گمان مبر که سواری به یک سپاه برآید

متاع حسن ز کف رایگان مده که شود گم

هزار قافله تا یوسفی ز چاه برآید

سفیدچشمیِ مَهْ بین که با رخِ تو زند دم

مپوش طلعت روشن که روسیاه برآید

ز شِکوه تا نشوی رنجه کاش وقت تَظَلُّم

به جای ناله ز تن جان دادخواه برآید

زآه من حذر ای زاهدانِ خشک که ترسم

خدا نخواسته آتش ز خانقاه برآید

ز ظالمی است مرا چشم دادکش گه جولان

ز خاک تا سر زین خون بی‌گناه برآید

به شست غمزه و تردستی خدنگ تو نازم

کامان نداد که از چاک سینه آه برآید

پس از وفات به این آه و سوز در عجبستم

همی ز تربت یغما اگر گیاه برآید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۵هردم از عمر که بی شاهد و ساغر گذرد
  2. شمارهٔ ۶۶چرخ نیلی به گل از مشک ترت غالیه سود
  3. شمارهٔ ۶۷یوسف مصری اگر جمال تو بیند
  4. شمارهٔ ۶۸رابطه دل به غمزه راه ندارد
  5. شمارهٔ ۶۹ترک چشمت چو به خونریزی عشاق آید
  6. شمارهٔ ۷۰هر سرو که طوبیش ز قد منفعل آید
  7. شمارهٔ ۷۱گرچه دانم ره عشق تو به سر می‌نرود
  8. شمارهٔ ۷۲کودکی سنگ به کف چون سوی ویرانه رود
همه‌ی غزلیات ←

یغمای جندقی درباره‌ی یغمای جندقی

میرزا رحیم یغمای جَندَقی (۱۱۶۰ ـ ۱۲۳۸) فرزند حاج ابراهیم قلی متخلص به «یغما» از شعرای غزل‌سرای سده سیزدهم ایران در عهد محمد شاه قاجار است. وی در سال ۱۱۹۶ هجری قمری (۱۱۶۰ هجری شمسی) در دهکدهٔ خور و بیابانک، مرکز ولایت جندق به دنیا آمد. در هفت سالگی در بیرون ده شتر می‌چراند و معاش خانواده خود را تأمین می‌کرد. یغما در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.