پرش به محتوای اصلی
واعظ قزوینی

واعظ قزوینی

غزلیات

۶۳۶ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۵۴۱ شوخیش را نکند گوشه نشین خانه زین
  2. شمارهٔ ۵۴۲ چهره آرایی بود از نشأه می ننگ او
  3. شمارهٔ ۵۴۳ می‌تراود التفات از جبههٔ پرچین او
  4. شمارهٔ ۵۴۴ از آنم کم، که گویم شکر احسان زیاد تو
  5. شمارهٔ ۵۴۵ میکند گرمی بما هر بیوفائی غیر تو
  6. شمارهٔ ۵۴۶ گردد چو بگفتار زبان در دهن تو
  7. شمارهٔ ۵۴۷ غم می‌رمد، ز پیچش زلف سیاه تو
  8. شمارهٔ ۵۴۸ نیست بلبل چو من و، گل نه چنانست که تو؛
  9. شمارهٔ ۵۴۹ موی چون گردید جو گندم، دگر هشیار شو
  10. شمارهٔ ۵۵۰ گذر گاهی بود گلزار گیتی، از صبا بشنو
  11. شمارهٔ ۵۵۱ چشم بگشا غنچه آسا در بهار صبحگاه
  12. شمارهٔ ۵۵۲ غیر محرومی رویت نبود کار نگاه
  13. شمارهٔ ۵۵۳ نخل شمع، از چشم گریان سربلندی یافته،
  14. شمارهٔ ۵۵۴ دنیا طلب، به دنیا، دل بین چگونه داده
  15. شمارهٔ ۵۵۵ یارب ز کهنه دیر جهان، وحشتم بده
  16. شمارهٔ ۵۵۶ چشمش در ستم بر خلق باز کرده
  17. شمارهٔ ۵۵۷ یارب دل قانع، بدل سیم زرم ده
  18. شمارهٔ ۵۵۸ کشد رشکم، اگر دانم کس احوال مرا دیده
  19. شمارهٔ ۵۵۹ ز حیرت تو، کسی گردش از کباب ندیده
  20. شمارهٔ ۵۶۰ ویرمه، چوق رنگ گل عارض جانانمزه
  21. شمارهٔ ۵۶۱ زال دنیا محو گردیدن ندارد این همه
  22. شمارهٔ ۵۶۲ کشد از گرم رویی، نیک و بد را در بر آیینه
  23. شمارهٔ ۵۶۳ نگذاشت جان غم تو برای شهادتی
  24. شمارهٔ ۵۶۴ شایسته قبول، ندارم عبادتی
  25. شمارهٔ ۵۶۵ زیر گل بودن، بسی خوشتر، که زیر منتی
  26. شمارهٔ ۵۶۶ با من همیشه درد تو دارد عنایتی
  27. شمارهٔ ۵۶۷ نیی کریم، ز فیض آب تا نمیگردی
  28. شمارهٔ ۵۶۸ به گرد دولت دنیای دون‌پرور چه می‌گردی؟!
  29. شمارهٔ ۵۶۹ پسند دوست نبود خود پسندی
  30. شمارهٔ ۵۷۰ درین ماتم‌سرا از غفلت ای جاهل، چه می‌خندی؟!
  31. شمارهٔ ۵۷۱ بی سجده درگاه تو، نبود سر خاری
  32. شمارهٔ ۵۷۲ در دلها برویت میگشاید نرم گفتاری
  33. شمارهٔ ۵۷۳ سرکش سمند دولت، پر نیست اعتباری
  34. شمارهٔ ۵۷۴ بغیر بیکسیم نیست در جهان یاری
  35. شمارهٔ ۵۷۵ دل پر غم، سر پر شور و، جان بینوا داری
  36. شمارهٔ ۵۷۶ نباشد مردی آن کاسباب ملک و، سیم و زر داری
  37. شمارهٔ ۵۷۷ دلم از گرد کلفت، شام دیجور است پنداری!
  38. شمارهٔ ۵۷۸ گوشه‌ای می‌خواهم و، چشم به خوان دل تری
  39. شمارهٔ ۵۷۹ میبرد هر دم دلم را، غمزه غارتگری
  40. شمارهٔ ۵۸۰ دگر مخواب، چو دندان فتادت ای سفری
  41. شمارهٔ ۵۸۱ خسروی خواهی، بنه از سر کلاه سروری
  42. شمارهٔ ۵۸۲ بهر نان تاکی بدرها آب روی خود بری؟
  43. شمارهٔ ۵۸۳ نیست او شاه که دارد کمر سیم و زری!
  44. شمارهٔ ۵۸۴ چنان در بند غم باید بخود بالیدن ای قمری
  45. شمارهٔ ۵۸۵ کیم من؟ بیدلی، بیچاره‌ای، از خویش دلگیری!
  46. شمارهٔ ۵۸۶ ز دل رفتی مرا گرد تعلق، حبذا پیری!
  47. شمارهٔ ۵۸۷ ایام عیش بگذشت، شد روزگار پیری
  48. شمارهٔ ۵۸۸ کند پیوسته با آن تیغ ابرو هر که دمسازی
  49. شمارهٔ ۵۸۹ به هرجا می‌فروزی چهره، آتشخانه می‌سازی
  50. شمارهٔ ۵۹۰ کونکلر یرده جیرانی فغانلر گوکده درناسی
  51. شمارهٔ ۵۹۱ گاهی سری به خاطر غمناک می‌کشی
  52. شمارهٔ ۵۹۲ نماز عاشقان باشد، همه مستی و بیهوشی
  53. شمارهٔ ۵۹۳ دوست داند زبان خاموشی
  54. شمارهٔ ۵۹۴ چون ز صحرای عدم گشت بتن جان راضی؟
  55. شمارهٔ ۵۹۵ همچو ناخن، شده خم بر در سلطان تاکی؟!
  56. شمارهٔ ۵۹۶ از برای مال، گشتن کوه صحرا تا به کی؟!
  57. شمارهٔ ۵۹۷ با همه نیرنگ، تاکی گفت و گوی سادگی؟!
  58. شمارهٔ ۵۹۸ در میان دوستان، با این کمال بندگی
  59. شمارهٔ ۵۹۹ نیست چون بر غیر جان کندن، بنای زندگی
  60. شمارهٔ ۶۰۰ با این دو روزه عمر، با این حرص پیشگی

متن اشعار به نقل از گنجور.