پرش به محتوای اصلی
واعظ قزوینی واعظ قزوینی

غزلیات

شمارهٔ ۵۹۸

در میان دوستان، با این کمال بندگی

غیر تنهایی نداریم از کسی شرمندگی

دانه‌سان در خاک گمنامی اگر پوسیده‌ام

برنمی‌دارد کس از خاکم، به جز افگندگی

واشود شاید دلی چون دانه ما را زیر خاک

نیست زیر تیغ برق ای سبزه جای زندگی

پیشه‌ای چون حیله‌سازی نیست در عالم روا

پنج دانگ خلق، شش دانگند در بازندگی

صحبت این گرم‌رویان خنک دلدوز خست

جنت ار خواهی، بجو خلوت به شرط بندگی

چون دل خود، این خسیسان مرده یک درهمند

چون بود این دخمه پر مرده جای زندگی؟!

تر نمی‌سازند جز با جیفه دنیا دماغ

چون کس اینجا خوش تواند بود، با این گندگی؟!

بر سر دنیای پوچست آشنایی‌های خلق

ز آن نباشد این بنا را، آن قدر پایندگی

قدر دارند این جدایی‌افگنان از بس کنون

در میان‌ها جای دارد تیغ از برندگی

پیش دونان چند ریزی آبرو بهر دونان؟!

هر نفس تا چند مردن، بهر این یک زندگی؟!

لذت ریزش، برد زنگ از دل اهل کرم

می‌شود هر جامه زیبا، چون بود زیبندگی

زهد خشکم، خاک بر سر کرده، دارم چشم آن

کآورد آبی به روی کار من، شرمندگی

قدر تنهایی بدان واعظ، که آخر قطره را

خلوت کام صدف شد، مایه ارزندگی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۰۰با این دو روزه عمر، با این حرص پیشگی
  2. شمارهٔ ۶۰۱چون کند شمع رخت را انجمن پروانگی
  3. شمارهٔ ۶۰۲از حال میزند دم، صوفی بهرزه نالی
  4. شمارهٔ ۶۰۳بر کتاب دل نوشتم تا خط عشقت جلی
  5. شمارهٔ ۶۰۴ز بس پر گشته بزم از حیرت روی دل آرامی
  6. شمارهٔ ۶۰۵اگر گللر غمیندینک دور چمنده بلبل افغانی
  7. شمارهٔ ۶۰۶زبان گشود و، چنین گفت شمع نورانی:
  8. شمارهٔ ۶۰۷ندهم تن بجز از عریانی
همه‌ی غزلیات ←

واعظ قزوینی درباره‌ی واعظ قزوینی

میرزا محمد رفیع ملقب به رفیع‌الدین مشهور به واعظ قزوینی (زادهٔ ۱۰۲۷ هجری قمری در قزوین، درگذشتهٔ ۱۰۹۰ هجری قمری در قزوین) فقیه و ادیب ایرانی است که به لحاظ شهرتش در وعظ و خطابه به واعظ قزوینی مشهور شد و همین تخلص را در اشعارش برگزید. وی علاوه بر دیوان شعر صاحب آثار دیگری همچون ابواب الجنان، الموعظة و الحملة الحیدریة م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.