پرش به محتوای اصلی
واعظ قزوینی واعظ قزوینی

غزلیات

شمارهٔ ۶۰۱

چون کند شمع رخت را انجمن پروانگی

شیشه نگذارد بساغر، خدمت پیمانگی

سازدت آزاد از بند قبا دیوانگی

از گریبان، طوق بر گردن نهد فرزانگی

بسکه جا کرده است در دل، تار تار سنبلش

میکنند امروز، دلها زلف او را شانگی

بر می گلگون کشد خمیازه چون لعل لعبت

شیشه را دل خون شود از حسرت پیمانگی

خشک میماند بجا از شورش توفان من

سیل اگر واعظ، کند با من شبی همخانگی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۰۳بر کتاب دل نوشتم تا خط عشقت جلی
  2. شمارهٔ ۶۰۴ز بس پر گشته بزم از حیرت روی دل آرامی
  3. شمارهٔ ۶۰۵اگر گللر غمیندینک دور چمنده بلبل افغانی
  4. شمارهٔ ۶۰۶زبان گشود و، چنین گفت شمع نورانی:
  5. شمارهٔ ۶۰۷ندهم تن بجز از عریانی
  6. شمارهٔ ۶۰۸با من نگاه او کرد، هر چند پهلوانی
  7. شمارهٔ ۶۰۹چه دوداست آن ترا بر گرد لب از خط ریحانی
  8. شمارهٔ ۶۱۰تو کز طول امل در بند جمع مال و سامانی
همه‌ی غزلیات ←

واعظ قزوینی درباره‌ی واعظ قزوینی

میرزا محمد رفیع ملقب به رفیع‌الدین مشهور به واعظ قزوینی (زادهٔ ۱۰۲۷ هجری قمری در قزوین، درگذشتهٔ ۱۰۹۰ هجری قمری در قزوین) فقیه و ادیب ایرانی است که به لحاظ شهرتش در وعظ و خطابه به واعظ قزوینی مشهور شد و همین تخلص را در اشعارش برگزید. وی علاوه بر دیوان شعر صاحب آثار دیگری همچون ابواب الجنان، الموعظة و الحملة الحیدریة م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.