پرش به محتوای اصلی
واعظ قزوینی واعظ قزوینی

غزلیات

شمارهٔ ۶۰۳

بر کتاب دل نوشتم تا خط عشقت جلی

می‌کنند اطفال روز و شب، به گردم جدولی

می‌کند درد سر دولت ز فرط اشتیاق

جبهه کرسی‌نشینان جهان را صندلی

نسبت تن‌پروران، تن‌پروری می‌آورد

هست از آن مایل به خوابیدن، ز گل‌ها مخملی!

از تأهل تنگدستان را، حذر کردن خطاست

می‌شود رزق نظر افزون، ز فیض احولی

قید عریانی است سربار علایق، مرد را

بیشتر محتاج پوشش می‌کند سر را کلی

ما ازین دیوان مردم رو، به وحشت رسته‌ایم

می‌کند بر ما کمند وحدت ما مندلی

پای غم لرزد، به این دلچسبی از خاطر مرا

بس که شد ز آمد شد یاد جمالت، صیقلی

کار می‌باید، ز حرف و صوت ناید هیچ کار

از ولی گفتن، کسی هرگز نمی‌گردد ولی!

دستگیری نیست غیر از مرتضی واعظ از آن

وقت افتادن نیاید بر زبان جز یا علی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۰۵اگر گللر غمیندینک دور چمنده بلبل افغانی
  2. شمارهٔ ۶۰۶زبان گشود و، چنین گفت شمع نورانی:
  3. شمارهٔ ۶۰۷ندهم تن بجز از عریانی
  4. شمارهٔ ۶۰۸با من نگاه او کرد، هر چند پهلوانی
  5. شمارهٔ ۶۰۹چه دوداست آن ترا بر گرد لب از خط ریحانی
  6. شمارهٔ ۶۱۰تو کز طول امل در بند جمع مال و سامانی
  7. شمارهٔ ۶۱۱تو جانی، جان! چرا چندین گرفتار بدن مانی؟!
  8. شمارهٔ ۶۱۲بر من کند از بس غم عشق تو گرانی
همه‌ی غزلیات ←

واعظ قزوینی درباره‌ی واعظ قزوینی

میرزا محمد رفیع ملقب به رفیع‌الدین مشهور به واعظ قزوینی (زادهٔ ۱۰۲۷ هجری قمری در قزوین، درگذشتهٔ ۱۰۹۰ هجری قمری در قزوین) فقیه و ادیب ایرانی است که به لحاظ شهرتش در وعظ و خطابه به واعظ قزوینی مشهور شد و همین تخلص را در اشعارش برگزید. وی علاوه بر دیوان شعر صاحب آثار دیگری همچون ابواب الجنان، الموعظة و الحملة الحیدریة م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.