پرش به محتوای اصلی
واعظ قزوینی واعظ قزوینی

غزلیات

شمارهٔ ۶۰۷

ندهم تن بجز از عریانی

این سر است و ره بی سامانی

خنک آن کاسب قانع که خرید

آبرو با عرق پیشانی

بازی نعمت الوان نخوری

گر بیابی مزه بی نانی

بگرانقدری خود خواجه مناز

این گرانی بتو باد ارزانی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۰۹چه دوداست آن ترا بر گرد لب از خط ریحانی
  2. شمارهٔ ۶۱۰تو کز طول امل در بند جمع مال و سامانی
  3. شمارهٔ ۶۱۱تو جانی، جان! چرا چندین گرفتار بدن مانی؟!
  4. شمارهٔ ۶۱۲بر من کند از بس غم عشق تو گرانی
  5. شمارهٔ ۶۱۳بکام خویش، نچیدم گلی ز باغ جوانی
  6. شمارهٔ ۶۱۴پیری رسید و نور نظر گشت رفتنی
  7. شمارهٔ ۶۱۵نتواندم بعشوه جهان کرد رهزنی
  8. شمارهٔ ۶۱۶زینت اهل صفا، آمده عریان بدنی
همه‌ی غزلیات ←

واعظ قزوینی درباره‌ی واعظ قزوینی

میرزا محمد رفیع ملقب به رفیع‌الدین مشهور به واعظ قزوینی (زادهٔ ۱۰۲۷ هجری قمری در قزوین، درگذشتهٔ ۱۰۹۰ هجری قمری در قزوین) فقیه و ادیب ایرانی است که به لحاظ شهرتش در وعظ و خطابه به واعظ قزوینی مشهور شد و همین تخلص را در اشعارش برگزید. وی علاوه بر دیوان شعر صاحب آثار دیگری همچون ابواب الجنان، الموعظة و الحملة الحیدریة م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.