پرش به محتوای اصلی
واعظ قزوینی واعظ قزوینی

غزلیات

شمارهٔ ۶۰۰

با این دو روزه عمر، با این حرص پیشگی

ای وای اگر حیات تو بودی همیشگی

شد کوه بیستون گنه من، ولی ز شرم

دارم ز سر بپیشی خود، چشم تیشگی

زین آتش فغان که کنند از تو شیشه ها

در طالع تو دیده ام ای سنگ شیشگی

خورده است بسکه سنگ جفا، شاخم از ثمر

گردن کشد چو بید موله بریشگی

شیرم، گه مصاف عدم،لیک ناله سان

یک نی تواندم کند، از ضعف بیشگی

آمد چو وقت رفتن، ازین باغ غم فزا

بر پای نخل عمر کند آب تیشگی

نازد بتاج دولت ده روزه شاه اگر

تاجیست گاهگاهی، ماهم همیشگی

در ساز و برگ بی ثمران پا فشردنت

نخل حیات را، کند ای خواجه ریشگی

گر هست دست خصم و گریبان من، ولی

دست منست و، دامن اخلاص پیشگی

واعظ بدست بخل، شود زود زر تلف

بسپر بدست جود، که گردد همیشگی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۰۲از حال میزند دم، صوفی بهرزه نالی
  2. شمارهٔ ۶۰۳بر کتاب دل نوشتم تا خط عشقت جلی
  3. شمارهٔ ۶۰۴ز بس پر گشته بزم از حیرت روی دل آرامی
  4. شمارهٔ ۶۰۵اگر گللر غمیندینک دور چمنده بلبل افغانی
  5. شمارهٔ ۶۰۶زبان گشود و، چنین گفت شمع نورانی:
  6. شمارهٔ ۶۰۷ندهم تن بجز از عریانی
  7. شمارهٔ ۶۰۸با من نگاه او کرد، هر چند پهلوانی
  8. شمارهٔ ۶۰۹چه دوداست آن ترا بر گرد لب از خط ریحانی
همه‌ی غزلیات ←

واعظ قزوینی درباره‌ی واعظ قزوینی

میرزا محمد رفیع ملقب به رفیع‌الدین مشهور به واعظ قزوینی (زادهٔ ۱۰۲۷ هجری قمری در قزوین، درگذشتهٔ ۱۰۹۰ هجری قمری در قزوین) فقیه و ادیب ایرانی است که به لحاظ شهرتش در وعظ و خطابه به واعظ قزوینی مشهور شد و همین تخلص را در اشعارش برگزید. وی علاوه بر دیوان شعر صاحب آثار دیگری همچون ابواب الجنان، الموعظة و الحملة الحیدریة م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.