پرش به محتوای اصلی
واعظ قزوینی واعظ قزوینی

غزلیات

شمارهٔ ۵۹۷

با همه نیرنگ، تاکی گفت و گوی سادگی؟!

خودفروشی چند، با این دعوی آزادگی؟!

خاکساران را، در آن درگاه قرب دیگراست

سجده گاه خلق شد، سجاده از افتادگی

بی نشانان بیشتر درد سر از کثرت کشند

کعبه را برگرد سرگردند، از بی جادگی

لاف رعنائی زند، گر سرو پیش قامتش

دارد آن سرو روان در خدمتش استادگی

با زبان سبزه گوید دانه در خاک این سخن:

نیست غیر از سرفرازی، حاصل افتادگی!

نشأه دردی طلب واعظ، که گردی دلنشین

نیست حرمت شیشه را در محفل از بی بادگی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۹۹نیست چون بر غیر جان کندن، بنای زندگی
  2. شمارهٔ ۶۰۰با این دو روزه عمر، با این حرص پیشگی
  3. شمارهٔ ۶۰۱چون کند شمع رخت را انجمن پروانگی
  4. شمارهٔ ۶۰۲از حال میزند دم، صوفی بهرزه نالی
  5. شمارهٔ ۶۰۳بر کتاب دل نوشتم تا خط عشقت جلی
  6. شمارهٔ ۶۰۴ز بس پر گشته بزم از حیرت روی دل آرامی
  7. شمارهٔ ۶۰۵اگر گللر غمیندینک دور چمنده بلبل افغانی
  8. شمارهٔ ۶۰۶زبان گشود و، چنین گفت شمع نورانی:
همه‌ی غزلیات ←

واعظ قزوینی درباره‌ی واعظ قزوینی

میرزا محمد رفیع ملقب به رفیع‌الدین مشهور به واعظ قزوینی (زادهٔ ۱۰۲۷ هجری قمری در قزوین، درگذشتهٔ ۱۰۹۰ هجری قمری در قزوین) فقیه و ادیب ایرانی است که به لحاظ شهرتش در وعظ و خطابه به واعظ قزوینی مشهور شد و همین تخلص را در اشعارش برگزید. وی علاوه بر دیوان شعر صاحب آثار دیگری همچون ابواب الجنان، الموعظة و الحملة الحیدریة م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.