پرش به محتوای اصلی
واعظ قزوینی واعظ قزوینی

غزلیات

شمارهٔ ۵۹۶

از برای مال، گشتن کوه صحرا تا به کی؟!

در ره دین، پا فگندن بر سر پا تا به کی؟!

از برای اینکه گیری در عوض کامی از او

خویشتن را این قدر دادن به دنیا تا به کی؟!

می‌گذارم حج واجب، سال دیگر تا به چند؟!

می‌دهم مال خدا، امروز و فردا تا به کی؟!

گشتن از بالانشینی زیر دست نفس خویش

گفتن صد حرف بی‌جا، بر سر جا تا به کی؟!

در فریب جاهلی چند، ای ریاضت کش مدام

خویش را در شیشه کردن همچو صهبا تا به کی؟!

آب عمر از سرگذشت و، کاخ تن از پا فتاد!

آرزوها در نمی‌آیند از پا تا به کی؟!

این قدر گردن‌کشی از گفتهٔ حق تا به چند؟!

اینچنین فرمان‌پذیری پیش دنیا تا به کی؟!

خویشتن را از درشتی‌ها سراسر ساختن

پایمان هرکسی چون سنگ سودا تا به کی؟!

بردن از گردن‌کشی هر لحظه خود را بر فلک

خویش را انداختن از طاق دل‌ها تا به کی؟!

خشک کردن کشت طاعت را ز بس بی‌حاصلی

دادن آب زندگی را سر به صحرا تا به کی؟!

استخوان واعظ از سنگ جفا شد توتیا

بودن ای دل همچنان چون سنگ خارا تا به کی؟!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۹۸در میان دوستان، با این کمال بندگی
  2. شمارهٔ ۵۹۹نیست چون بر غیر جان کندن، بنای زندگی
  3. شمارهٔ ۶۰۰با این دو روزه عمر، با این حرص پیشگی
  4. شمارهٔ ۶۰۱چون کند شمع رخت را انجمن پروانگی
  5. شمارهٔ ۶۰۲از حال میزند دم، صوفی بهرزه نالی
  6. شمارهٔ ۶۰۳بر کتاب دل نوشتم تا خط عشقت جلی
  7. شمارهٔ ۶۰۴ز بس پر گشته بزم از حیرت روی دل آرامی
  8. شمارهٔ ۶۰۵اگر گللر غمیندینک دور چمنده بلبل افغانی
همه‌ی غزلیات ←

واعظ قزوینی درباره‌ی واعظ قزوینی

میرزا محمد رفیع ملقب به رفیع‌الدین مشهور به واعظ قزوینی (زادهٔ ۱۰۲۷ هجری قمری در قزوین، درگذشتهٔ ۱۰۹۰ هجری قمری در قزوین) فقیه و ادیب ایرانی است که به لحاظ شهرتش در وعظ و خطابه به واعظ قزوینی مشهور شد و همین تخلص را در اشعارش برگزید. وی علاوه بر دیوان شعر صاحب آثار دیگری همچون ابواب الجنان، الموعظة و الحملة الحیدریة م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.