پرش به محتوای اصلی
طغرل احراری

طغرل احراری

غزلیات

۲۹۳ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱۲۱ از تبسم لعل او تا نشئه از مل می‌کشد
  2. شمارهٔ ۱۲۲ تا کمند زلف او صد دل به یک مو می‌کشد
  3. شمارهٔ ۱۲۳ کتاب عارضش را تا سواد خط نمایان شد
  4. شمارهٔ ۱۲۴ آه از دور فلک یک لحظه بر کامم نشد
  5. شمارهٔ ۱۲۵ - محیی‌الدین‌خان ماه سیم‌اندام من هرچند عالی‌جاه شد
  6. شمارهٔ ۱۲۶ ماه من امروز در مصر ملاحت شاه شد
  7. شمارهٔ ۱۲۷ تا نزاکت زان خرام قد دلجو می‌چکد
  8. شمارهٔ ۱۲۸ - بقاجان به اوج دلبری روی تو تا ماه تمام آمد
  9. شمارهٔ ۱۲۹ شبی در خاطرم زلف تو آمد
  10. شمارهٔ ۱۳۰ خوبرویان شیوه حیرت شعارم کرده‌اند
  11. شمارهٔ ۱۳۱ - محیی‌الدین‌جان مهر عشقش در ازل خط جبینم کرده‌اند
  12. شمارهٔ ۱۳۲ شبنم عرض ادب از چشم حیران ریختند
  13. شمارهٔ ۱۳۳ ساغر عیش ابد گرچه به دستم دادند
  14. شمارهٔ ۱۳۴ از نگه تیری به جانم آن کمان‌ابرو زند
  15. شمارهٔ ۱۳۵ هر کجا آن شوخ گر صیدی به ابرو می‌زند
  16. شمارهٔ ۱۳۶ - عبدالکریم عشق را حسن تو قانون دگر پیدا کند
  17. شمارهٔ ۱۳۷ - عبدالحمیدجان عنبر زلف کژت بازار عنبر بشکند
  18. شمارهٔ ۱۳۸ - باسط‌جان باده عشق تو در هر دل اگر جوش کند
  19. شمارهٔ ۱۳۹ - رحیم‌جان رنگ و بوی باغ حسنت در چمن شور افکند
  20. شمارهٔ ۱۴۰ - غلام‌جان غنچه را لعل لبت دلخون کند
  21. شمارهٔ ۱۴۱ - احمدجان ارغوان در پیش رخسار تو بیرنگی کند
  22. شمارهٔ ۱۴۲ یار به من باز جفا می‌کند
  23. شمارهٔ ۱۴۳ غمزه مردم‌شکارت غارت جان می‌کند
  24. شمارهٔ ۱۴۴ عارض چون ماهش از برقع نمایان می‌کند
  25. شمارهٔ ۱۴۵ دل به طاق ابروی او می‌ْپرستی می‌کند
  26. شمارهٔ ۱۴۶ پرتو آیینه‌ام حیرت‌بیانی می‌کند
  27. شمارهٔ ۱۴۷ تا قماش حسن او را کاروان از ناز بود
  28. شمارهٔ ۱۴۸ هرکجا شوق توام ساغر کش آمال بود
  29. شمارهٔ ۱۴۹ یاد ایامی که هر دم با منت پیغام بود
  30. شمارهٔ ۱۵۰ صبح صادق از طلوع معنی‌ام آگاه بود
  31. شمارهٔ ۱۵۱ - سید سلام سرم به زیر قدوم تو گر غبار شود
  32. شمارهٔ ۱۵۲ بود آن روز که چشمم به رخت باز شود
  33. شمارهٔ ۱۵۳ تا شعاع مهر از جیب تو روشن می‌شود
  34. شمارهٔ ۱۵۴ زیر تیغ ابرویش صد مثل من گر سر دهد
  35. شمارهٔ ۱۵۵ نرگس مست تو آلوی هراتم ندهد
  36. شمارهٔ ۱۵۶ ز جوش اشک در آبم گهربار اینچنین باید
  37. شمارهٔ ۱۵۷ بیا ای دل که نیرنگ و فسونت پر به کار آید
  38. شمارهٔ ۱۵۸ ای نگاه شفقت‌آمیزت مرا از جان لذیذ
  39. شمارهٔ ۱۵۹ هرکجا گر گردبادی حلقه می‌سازد غبار
  40. شمارهٔ ۱۶۰ در دل خیال آن قد رعنا نگاه دار
  41. شمارهٔ ۱۶۱ کس نباشد به سیر این گلزار
  42. شمارهٔ ۱۶۲ بس که اندر باغ از جنت اثر دارد بهار
  43. شمارهٔ ۱۶۳ آنقدر دارد صفا آیینه رخسار یار
  44. شمارهٔ ۱۶۴ تا شنیدم از صبا افسانه‌های زلف یار
  45. شمارهٔ ۱۶۵ پرده صبح نگه را بر رخ دلدار در
  46. شمارهٔ ۱۶۶ در حریم یار گر آری گذر
  47. شمارهٔ ۱۶۷ ای غنچه‌دهن لب تو شکر
  48. شمارهٔ ۱۶۸ باز جانم شد فدای چشم خمار دگر
  49. شمارهٔ ۱۶۹ تا خیال صورتش شد دیده‌ام را جلوه‌گر
  50. شمارهٔ ۱۷۰ ای خرام ناز تو چون جلوه طاووس نر
  51. شمارهٔ ۱۷۱ ای روی تو آفتاب خاور
  52. شمارهٔ ۱۷۲ آه ازآن روزی که گردیدم من از وصل تو دور
  53. شمارهٔ ۱۷۳ شب که با یاد رخت داشت دلم سوز و گداز
  54. شمارهٔ ۱۷۴ قامتم خم گشت آخر از غم بالای ناز
  55. شمارهٔ ۱۷۵ گرچه در راه محبت در تک و تازم هنوز
  56. شمارهٔ ۱۷۶ بس که از زلف تو من خاطرپریشانم هنوز
  57. شمارهٔ ۱۷۷ رفت جان بر باد و دور از وصل جانانم هنوز
  58. شمارهٔ ۱۷۸ در غمت جان دادم و اما تو در نازی هنوز
  59. شمارهٔ ۱۷۹ ای عارض گلگون تو از باده گهرریز
  60. شمارهٔ ۱۸۰ هرچه جز عشقش مرا عار است و بس

متن اشعار به نقل از گنجور.