پرش به محتوای اصلی
طغرل احراری طغرل احراری

غزلیات

شمارهٔ ۱۶۵

پرده صبح نگه را بر رخ دلدار در

توتیا با چشم خود از خاک این دربار بر

رنگ زردم از طلا گشتن به وصلش راه برد

نقد سودای محبت شد درین بازار زر

بس که از سر تا به پای او لطافت می‌چکد

وصف او سازی دهانت گردد از گفتار تر

از غبار خاک پایش کرده‌ام کحل بصر

سرمه کی باشد به چشم انتظارم کارگر؟!

ساقیا در بزم ما پیمانه را لبریز کن

مجلس طغرل بود بی‌ساغر سرشار شر!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶۷ای غنچه‌دهن لب تو شکر
  2. شمارهٔ ۱۶۸باز جانم شد فدای چشم خمار دگر
  3. شمارهٔ ۱۶۹تا خیال صورتش شد دیده‌ام را جلوه‌گر
  4. شمارهٔ ۱۷۰ای خرام ناز تو چون جلوه طاووس نر
  5. شمارهٔ ۱۷۱ای روی تو آفتاب خاور
  6. شمارهٔ ۱۷۲آه ازآن روزی که گردیدم من از وصل تو دور
  7. شمارهٔ ۱۷۳شب که با یاد رخت داشت دلم سوز و گداز
  8. شمارهٔ ۱۷۴قامتم خم گشت آخر از غم بالای ناز
همه‌ی غزلیات ←

طغرل احراری درباره‌ی طغرل احراری

محمدنقیب‌خان طُغْرُلِ اَحراری (زادهٔ ۱۸۶۵ میلادی روستای زاسون از توابع ناحیهٔ عینی کنونی در شمال تاجیکستان - ۱۹۱۹ میلادی) شاعر تاجیکستانی است. تبار وی به عبیدالله احرار می‌رسید. علوم رایج روزگارش را در سمرقند و بخارا آموخت. پس از اتمام تحصیلات، به زادگاهش بازگشت. وی در آغاز شاعری نقیب تخلص می‌کرد، اما بعدها تخلص طغرل ر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.