پرش به محتوای اصلی
طغرل احراری طغرل احراری

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۲

آه ازآن روزی که گردیدم من از وصل تو دور

هوشم از سر رفت و طاقت از دل و از دیده نور

باد هجران در بهار وصل یغما پیشه کرد

دولت دیدار را از این حشم آمد فطور

بی‌دم صبح وصالت در پس شام غمم

سینه صد چاک من کی بی‌رخت دارد سرور؟!

در درون دیده‌ام چون مردمک جا داشتی

گشته‌ام دور از تو چون مرآت عاری از شعور

طغرل ایامی که بودم از دلارامم جدا

نظم کردم این غزل در قبر ایوب صبور

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۴قامتم خم گشت آخر از غم بالای ناز
  2. شمارهٔ ۱۷۵گرچه در راه محبت در تک و تازم هنوز
  3. شمارهٔ ۱۷۶بس که از زلف تو من خاطرپریشانم هنوز
  4. شمارهٔ ۱۷۷رفت جان بر باد و دور از وصل جانانم هنوز
  5. شمارهٔ ۱۷۸در غمت جان دادم و اما تو در نازی هنوز
  6. شمارهٔ ۱۷۹ای عارض گلگون تو از باده گهرریز
  7. شمارهٔ ۱۸۰هرچه جز عشقش مرا عار است و بس
  8. شمارهٔ ۱۸۱از تبسم لعل او چون غنچه خندان است و بس
همه‌ی غزلیات ←

طغرل احراری درباره‌ی طغرل احراری

محمدنقیب‌خان طُغْرُلِ اَحراری (زادهٔ ۱۸۶۵ میلادی روستای زاسون از توابع ناحیهٔ عینی کنونی در شمال تاجیکستان - ۱۹۱۹ میلادی) شاعر تاجیکستانی است. تبار وی به عبیدالله احرار می‌رسید. علوم رایج روزگارش را در سمرقند و بخارا آموخت. پس از اتمام تحصیلات، به زادگاهش بازگشت. وی در آغاز شاعری نقیب تخلص می‌کرد، اما بعدها تخلص طغرل ر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.