پرش به محتوای اصلی
طغرل احراری طغرل احراری

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۵

گرچه در راه محبت در تک و تازم هنوز

نیست مضرابم برون پرده سازم هنوز

بس که بودم از بهار حسن گلچین وفا

از شکست بوی گل یابی تو آوازم هنوز

از کمند جذبه عشقش رهایی مشکل است

چون نگه دامیست شوخی‌های پروازم هنوز

نیست آزادی ز زلفش باشدم عمر ابد

بی‌خبر از سرنوشت خط آغازم هنوز

گر بود عالم پر از افسانه عشقم ولی

شمه‌ای واقف نشد یک آدم از رازم هنوز

گرچه نبود حاصلی جز یأس از وصلش مرا

بی‌اباء همچون نگه هرسوی می‌تازم هنوز

سربلندی شد نصیبم عاقبت از پای دار

رایت منصورم و در عشق ممتازم هنوز

در بساط عشق از هجرش اگر چه ششدرم

دانه‌های مهره این نرد می‌بازم هنوز

صورت موج خرام ناز او اندر چمن

جلوه تیهو بود در دیده بازم هنوز

شبنم‌آسا سرد شد از دهر دست طاقتم

گرمی مهر که دارد شوخی نازم هنوز؟!

غمزه‌های چشم او شد محرم راز دلم

زان سبب آیینه‌سان در سلک غمازم هنوز

کی به آزادی رسد از خون تیغش گردنم

خویشتن را هر طرف چون بسمل اندازم هنوز!

نیست یک کس تا کند شیرازه جزو سخن

بوی سعدی می‌دمد از خاک شیرازم هنوز

حبذا طغرل که می‌گوید جناب بیدلی

ساده‌لوحان رشته می‌بندند بر سازم هنوز

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۷رفت جان بر باد و دور از وصل جانانم هنوز
  2. شمارهٔ ۱۷۸در غمت جان دادم و اما تو در نازی هنوز
  3. شمارهٔ ۱۷۹ای عارض گلگون تو از باده گهرریز
  4. شمارهٔ ۱۸۰هرچه جز عشقش مرا عار است و بس
  5. شمارهٔ ۱۸۱از تبسم لعل او چون غنچه خندان است و بس
  6. شمارهٔ ۱۸۲بر رخش آیینه را یک چشم حیران است و بس
  7. شمارهٔ ۱۸۳با زخم تغافل ز لب یار دوا پرس
  8. شمارهٔ ۱۸۴آهنگ کوهسار تو از گوش کر مپرس
همه‌ی غزلیات ←

طغرل احراری درباره‌ی طغرل احراری

محمدنقیب‌خان طُغْرُلِ اَحراری (زادهٔ ۱۸۶۵ میلادی روستای زاسون از توابع ناحیهٔ عینی کنونی در شمال تاجیکستان - ۱۹۱۹ میلادی) شاعر تاجیکستانی است. تبار وی به عبیدالله احرار می‌رسید. علوم رایج روزگارش را در سمرقند و بخارا آموخت. پس از اتمام تحصیلات، به زادگاهش بازگشت. وی در آغاز شاعری نقیب تخلص می‌کرد، اما بعدها تخلص طغرل ر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.