پرش به محتوای اصلی
طغرل احراری طغرل احراری

غزلیات

شمارهٔ ۱۸۳

با زخم تغافل ز لب یار دوا پرس

ز ابروی کجش واقعه قد دو تا پرس

افسانه زلفش که بسی دور و دراز است

کوته کنم این قصه تو از باد صبا پرس

با جوهر تیغش مزن از عرض وفا دم

احوال شهیدان وی از رنگ حنا پرس!

قانون محبت که بری از بم و زیر است

عشاق به هر ساز که دیدی ز نوا پرس

قاصد به تو هرکس که کند عرض نیازی

لیکن ز من البته به تکرار جدا پرس!

آسوده‌دلان دشمن غم‌های جهانند

هر نکته که از دوست بپرسی تو ز ما پرس

کس نیست کند معرفت دشت جنون را

این خار ره عشق تو از آبله پا پرس

منع کرم خویش کنی چند ز ابرام؟!

ای جبهه گیره کرده تو از دست دعا پرس!

هر کس نبود محرم اسرار محبت

گر همدم مجنون شدی از درس وفا پرس

بی‌عرض طمع نیست سویش حاجت هرکس

ای باد گرش دیدی ز من بهر خدا پرس!

طغرل شده‌ام ششدر این مصرع بیدل

راهی که به جایی نرسد از همه‌جا پرس

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۵می‌روم از خویش هر ساعت ز دنبال نفس
  2. شمارهٔ ۱۸۶یک نگاه از چشم مخمورش تو را باشد هوس
  3. شمارهٔ ۱۸۷ز خون دیده من نامه به یار نویس
  4. شمارهٔ ۱۸۸گر زیان ظاهر نمایی در خیال سود باش
  5. شمارهٔ ۱۸۹گر نه‌ای صندل برو درد سر خمار باش
  6. شمارهٔ ۱۹۰چند روزی بر بنای طاق غم معمار باش
  7. شمارهٔ ۱۹۱بنای عشق گرت هست خانه ویران باش
  8. شمارهٔ ۱۹۲هرکه را باشد چو من گر شوخ سیمین‌غبغبش
همه‌ی غزلیات ←

طغرل احراری درباره‌ی طغرل احراری

محمدنقیب‌خان طُغْرُلِ اَحراری (زادهٔ ۱۸۶۵ میلادی روستای زاسون از توابع ناحیهٔ عینی کنونی در شمال تاجیکستان - ۱۹۱۹ میلادی) شاعر تاجیکستانی است. تبار وی به عبیدالله احرار می‌رسید. علوم رایج روزگارش را در سمرقند و بخارا آموخت. پس از اتمام تحصیلات، به زادگاهش بازگشت. وی در آغاز شاعری نقیب تخلص می‌کرد، اما بعدها تخلص طغرل ر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.