پرش به محتوای اصلی
طغرل احراری طغرل احراری

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۱

بنای عشق گرت هست خانه ویران باش

نوای ساز فراقت بود نیستان باش

اگر ز مائده عمر لذتی خواهی

دو روز بر سر این خوان غم تو مهمان باش

ز کارگاه جهان کار اگر همی‌جویی

به غیر عشق ز کار جهان پشیمان باش

نه ز اعتبار تهیست گریه شبنم

گهر شدن نتوانی اگر تو نیسان باش

کشاد و بست کرم معنی دگر دارد

مباش چشم خسان دست احسان باش

شرر به خرمن هستی بزن چو پروانه

بساط خویش اگر سوختی چراغان باش

فسون حلقه مار سیه بود نیرنگ

خیال گردش زلفش کن و پریشان باش

مباش مرکز جمعیت ادب چو خرد

ز همنشینی این مردمان گریزان باش

به صورت رخ او نیست شاهد دیگر

قسم به جوهر آیینه سخت حیران باش!

فسردگیست چو آیینه جوهر عشقت

چو زاهد از نفس خویشتن زمستان باش!

ز رمز معنی بیدل به حیرتم طغرل

به حسن معنی کفر آبروی ایمان باش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹۳ - شمس‌الدین‌جانشهادت بسملم از یک نگاه چشم مستستش
  2. شمارهٔ ۱۹۴ز خود چندان فراموشم که نآیم هیچ در یادش
  3. شمارهٔ ۱۹۵اگر بر قاصد نظاره بخشد رخصت بارش
  4. شمارهٔ ۱۹۶هر کرا گر دلبرش باشد نباشد دل برش
  5. شمارهٔ ۱۹۷ندانم گرمی خونی که دارد رنگ تأثیرش
  6. شمارهٔ ۱۹۸چه خاصیت بود یارب نصیب چشم زهگیرش
  7. شمارهٔ ۱۹۹هر کس که پر از باده عشق است ایاغش
  8. شمارهٔ ۲۰۰بتی دارم که چتر مهر باشد زیب اورنگش
همه‌ی غزلیات ←

طغرل احراری درباره‌ی طغرل احراری

محمدنقیب‌خان طُغْرُلِ اَحراری (زادهٔ ۱۸۶۵ میلادی روستای زاسون از توابع ناحیهٔ عینی کنونی در شمال تاجیکستان - ۱۹۱۹ میلادی) شاعر تاجیکستانی است. تبار وی به عبیدالله احرار می‌رسید. علوم رایج روزگارش را در سمرقند و بخارا آموخت. پس از اتمام تحصیلات، به زادگاهش بازگشت. وی در آغاز شاعری نقیب تخلص می‌کرد، اما بعدها تخلص طغرل ر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.