پرش به محتوای اصلی
طغرل احراری طغرل احراری

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۹

هر کس که پر از باده عشق است ایاغش

جز بوی گل عیش نباشد به دماغش

چون سرو ز تشویش تعلق بود آزاد

آن را که ز خاکستر قمریست سراغش

چون لاله درین باغ به نیرنگ محبت

کردند نشان توسن عمر تو ز داغش

رفتم به تماشای بهار چمن عشق

جز سنبل آشفته دگر نیست به باغش

یک ذره گرت مهر و وفا هست توان کرد

از سایه عنقا اثر رنگ سراغش

هر کس که بود آتش سودا به سر او

روشن بود از روغن پروانه چراغش

راهیست ز تقلید که در باغ حقیقت

یاد از روش کبک دهد جلوه زاغش

سرمایه صد عیش به یک ذره نسنجد

در زاویه غم بود آن را که فراغش

ای سوخته داغ هوس بگذر ازین غم

از بس که نداری خبر لاله باغش!

طغرل به جهانی ندهم مصرع بیدل

خورشید نه جنسی است که جویی به چراغش!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰۱دمد صبح امید من اگر از شام هجرانش
  2. شمارهٔ ۲۰۲چه امکان است گردد از دلم بیرون تمنایش
  3. شمارهٔ ۲۰۳می‌کند نظاره تا بر روی آن تنناز رقص
  4. شمارهٔ ۲۰۴تا قضا زد خیمه هستی درین نیلی بساط
  5. شمارهٔ ۲۰۵گر نه‌ای بلبل تو را از صحبت گل‌ها چه حظ؟!
  6. شمارهٔ ۲۰۶بید مجنون را به جز آشفتگی از بر چه حظ؟!
  7. شمارهٔ ۲۰۷هر کس که دارد یک دلبر فیض
  8. شمارهٔ ۲۰۸تا شد از کتم عدم در ملک هستی بود شمع
همه‌ی غزلیات ←

طغرل احراری درباره‌ی طغرل احراری

محمدنقیب‌خان طُغْرُلِ اَحراری (زادهٔ ۱۸۶۵ میلادی روستای زاسون از توابع ناحیهٔ عینی کنونی در شمال تاجیکستان - ۱۹۱۹ میلادی) شاعر تاجیکستانی است. تبار وی به عبیدالله احرار می‌رسید. علوم رایج روزگارش را در سمرقند و بخارا آموخت. پس از اتمام تحصیلات، به زادگاهش بازگشت. وی در آغاز شاعری نقیب تخلص می‌کرد، اما بعدها تخلص طغرل ر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.