پرش به محتوای اصلی
طغرل احراری طغرل احراری

غزلیات

شمارهٔ ۲۰۲

چه امکان است گردد از دلم بیرون تمنایش

که باشد صورتم آیینه‌سان محو تماشایش

برای انتظار اوست تمهید نفس هر دم

که در آغوش دل از شوق خالی می‌کند جایش

نگه را سرمه چشم امید حیرت خود کن

اگر داری هوس از سرمه خاک کف پایش

درستی نیست آسان از شکست مشکل زلفش

که عین عقده می‌باشد کشاد هر معمایش

درین عشرت‌سرا گر نشئه عمر ابد خواهی

تماشا کن به یاد قد او جوش دو بالایش

نمی‌دانم چه صیادیست در آیینه چشم او

که ممکن نیست رستن از کمند زلف گیرایش!

قماش حسن او در جلوه عرض ظهور آمد

بود شوری به بازار جهان از جوش سودایش

مرا از جام تقسیم ازل این نشئه ظاهر شد

که می‌باشد سر عیش ابد در پای مینایش

صفای عارضش از سبزه تر شد زمردگون

خط ریحان یاقوت است بر لعل گهرزایش

بود دشت جنون دیوانه‌ام از یک قدم لیکن

خیال حلقه آن زلف زنجیریست بر پایش

همین باشد اگر موج تلاطم بحر رحمت را

عرق گل می‌کند امروز من از شرم فردایش

به خون باید نوشتن طغرل این یک مصرع بیدل

هنوز از خاک مشتاقان حنایی می‌شود پایش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰۴تا قضا زد خیمه هستی درین نیلی بساط
  2. شمارهٔ ۲۰۵گر نه‌ای بلبل تو را از صحبت گل‌ها چه حظ؟!
  3. شمارهٔ ۲۰۶بید مجنون را به جز آشفتگی از بر چه حظ؟!
  4. شمارهٔ ۲۰۷هر کس که دارد یک دلبر فیض
  5. شمارهٔ ۲۰۸تا شد از کتم عدم در ملک هستی بود شمع
  6. شمارهٔ ۲۰۹بس که شب تا روز از غم گریه‌ها دارد چراغ
  7. شمارهٔ ۲۱۰از کمال روشنی در دیده شد جای چراغ
  8. شمارهٔ ۲۱۱ای به خوبی در میان خوبرویان معترف
همه‌ی غزلیات ←

طغرل احراری درباره‌ی طغرل احراری

محمدنقیب‌خان طُغْرُلِ اَحراری (زادهٔ ۱۸۶۵ میلادی روستای زاسون از توابع ناحیهٔ عینی کنونی در شمال تاجیکستان - ۱۹۱۹ میلادی) شاعر تاجیکستانی است. تبار وی به عبیدالله احرار می‌رسید. علوم رایج روزگارش را در سمرقند و بخارا آموخت. پس از اتمام تحصیلات، به زادگاهش بازگشت. وی در آغاز شاعری نقیب تخلص می‌کرد، اما بعدها تخلص طغرل ر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.