پرش به محتوای اصلی
طغرل احراری طغرل احراری

غزلیات

شمارهٔ ۲۱۱

ای به خوبی در میان خوبرویان معترف

جبهه گل راست از شرم رخت داغ کلف!

گرچه در بند جنونم لیک هرسو می‌کشد

دامن زلفش گریبان مرا از هر طرف

خاک گردیدم به راهش بر امید انتظار

گر رسد پایش به فرقم بس بود اینم شرف!

پای نه در وادی غم دامن از عالم بکش

تا به کی پیچی سر خود در گریبان چون کشف؟!

خوانده‌ام درس محبت پیش استاد جنون

شد ازآن اسرار عشق او دلم را منکشف

نیست این صحرای عالم جز چراگاه دوآب

تا به کی چشم تو باشد همچو حیوان در علف؟!

مگذر از آیین نیکانی که بودند قبل ازین

رفتگان رفتند اندر سنت اهل صلف

با هنر بگذر تو از غواصی بحر سخن

برنیاید در قیمت از درون هر صدف

بس که در ملک معانی من نشان شهرتم

سینه من شد ازآن تیر حوادث را هدف

صد در معنی به سلک نظم می‌آرم ولی

نیست صرافی که سازد فرق گوهر از خزف

بنده‌ای از بندگان حضرت عشقم کنون

گرچه باشم در قطار آل سلطان نجف

آفرین بر مصرع بیدل که طغرل گفته است

ناتوانی عالمی دارد تکلف بر طرف

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۱۳ای شوخ پریوشان آفاق
  2. شمارهٔ ۲۱۴ای لعل لب تو جان عاشق
  3. شمارهٔ ۲۱۵دارد چمن ز رونق فصل بهار رنگ
  4. شمارهٔ ۲۱۶اگر خرامی به سوی چمن بدین نیرنگ
  5. شمارهٔ ۲۱۷ - حبیب‌جانحافظت از چشم بد بادا خداوند تعال
  6. شمارهٔ ۲۱۸مرا شوریست بر سر از غم دل
  7. شمارهٔ ۲۱۹بلند است از فلک مأوای بیدل
  8. شمارهٔ ۲۲۰خوشا روزی که از مضمون طغرل
همه‌ی غزلیات ←

طغرل احراری درباره‌ی طغرل احراری

محمدنقیب‌خان طُغْرُلِ اَحراری (زادهٔ ۱۸۶۵ میلادی روستای زاسون از توابع ناحیهٔ عینی کنونی در شمال تاجیکستان - ۱۹۱۹ میلادی) شاعر تاجیکستانی است. تبار وی به عبیدالله احرار می‌رسید. علوم رایج روزگارش را در سمرقند و بخارا آموخت. پس از اتمام تحصیلات، به زادگاهش بازگشت. وی در آغاز شاعری نقیب تخلص می‌کرد، اما بعدها تخلص طغرل ر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.