پرش به محتوای اصلی
طغرل احراری طغرل احراری

غزلیات

شمارهٔ ۲۱۳

ای شوخ پریوشان آفاق

بر باده ده شکیب عشاق!

نبود به جهان کسی ز آدم

یک تن که تو را بود نه مشتاق!

بیچاره دلم که جفت غم شد

تا کرده‌ام ابروی خمت طاق

هم‌درس بودم به عشق مجنون

او رفت به دشت و من به اسواق

در گردن جان من نهادی

مانند سگان خویش اطواق

روحم به ازل میان ارواح

با عشق تو بسته بود میثاق

شیرازه نمی‌توان گرفتن

دیوان غم تو را ز اوراق

مشهور وفا و مهر بودی

در بین شکرلبان به اخلاق

بسیار بریدی عاشقان را

با تیغ جفا و ظلم اعناق

از آتش عشقبار طغرل

گردید قرار و صبرم احراق

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۱۵دارد چمن ز رونق فصل بهار رنگ
  2. شمارهٔ ۲۱۶اگر خرامی به سوی چمن بدین نیرنگ
  3. شمارهٔ ۲۱۷ - حبیب‌جانحافظت از چشم بد بادا خداوند تعال
  4. شمارهٔ ۲۱۸مرا شوریست بر سر از غم دل
  5. شمارهٔ ۲۱۹بلند است از فلک مأوای بیدل
  6. شمارهٔ ۲۲۰خوشا روزی که از مضمون طغرل
  7. شمارهٔ ۲۲۱عالمی از روی او دارد گلستان در بغل
  8. شمارهٔ ۲۲۲ای از بهار عارضت نظاره را جان در بغل
همه‌ی غزلیات ←

طغرل احراری درباره‌ی طغرل احراری

محمدنقیب‌خان طُغْرُلِ اَحراری (زادهٔ ۱۸۶۵ میلادی روستای زاسون از توابع ناحیهٔ عینی کنونی در شمال تاجیکستان - ۱۹۱۹ میلادی) شاعر تاجیکستانی است. تبار وی به عبیدالله احرار می‌رسید. علوم رایج روزگارش را در سمرقند و بخارا آموخت. پس از اتمام تحصیلات، به زادگاهش بازگشت. وی در آغاز شاعری نقیب تخلص می‌کرد، اما بعدها تخلص طغرل ر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.