پرش به محتوای اصلی
طغرل احراری طغرل احراری

غزلیات

شمارهٔ ۲۲۰

خوشا روزی که از مضمون طغرل

به عرض آید در مکنون طغرل!

سمند فکر خود را زن تو مهمیز

نماید جلوه در هامون طغرل

سخن‌هایی که چون سحر حلال است

مرتب گشته از افسون طغرل

پر از گوهر شود دامان فکرت

روی در قلزم مشحون طغرل

روان شد از غمش دریا ز چشمم

حذر سازید از جیحون طغرل!

عجب نبود که از راه تلطف

به دست آورد دل محزون طغرل

مکش با تیغ هجرانم که اکنون

نمی‌ارزد جهان در خون طغرل!

خیال قامت دلدار باشد

عصای قامت واژون طغرل!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۲۲ای از بهار عارضت نظاره را جان در بغل
  2. شمارهٔ ۲۲۳ای نرگس مستت چمن آرای تغافل
  3. شمارهٔ ۲۲۴لبت لعل و قدت طوبی رخت گل
  4. شمارهٔ ۲۲۵گر کسی چیند ز باغ عارضت یک بار گل
  5. شمارهٔ ۲۲۶بس که آوردست نخل قامت دلدار گل
  6. شمارهٔ ۲۲۷ای ز صبح عارضت شرمنده در گلزار گل
  7. شمارهٔ ۲۲۸در محفل رقیبان رویت شکفته گل گل
  8. شمارهٔ ۲۲۹تا به منشور سخن سرمشق طغرا گشته‌ام
همه‌ی غزلیات ←

طغرل احراری درباره‌ی طغرل احراری

محمدنقیب‌خان طُغْرُلِ اَحراری (زادهٔ ۱۸۶۵ میلادی روستای زاسون از توابع ناحیهٔ عینی کنونی در شمال تاجیکستان - ۱۹۱۹ میلادی) شاعر تاجیکستانی است. تبار وی به عبیدالله احرار می‌رسید. علوم رایج روزگارش را در سمرقند و بخارا آموخت. پس از اتمام تحصیلات، به زادگاهش بازگشت. وی در آغاز شاعری نقیب تخلص می‌کرد، اما بعدها تخلص طغرل ر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.