پرش به محتوای اصلی
طغرل احراری طغرل احراری

غزلیات

شمارهٔ ۲۲۷

ای ز صبح عارضت شرمنده در گلزار گل

پیش رخسارت بود امروز جای خار گل

سوی گلشن ای بهار ناز بی‌پروا خرام

کز نهگاهت می‌کند از هر در و دیوار گل

در گلستانی که یاد شعله دیدار توست

بشکفد هر لحظه از فریاد موسیقار گل

کس نمی‌بیند کنون در چارسوی اعتبار

جز حدیث آن گل روی تو در بازار گل

تا به رخسار تو شد آیینه گلشن دچار

می‌کند تعظیم رویت در چمن ناچار گل

دامن زلفت به رخ پیچیده زان رو بشکفد

برهمن را هر زمان در گردن از زنار گل

گر ز مرآت رخت عکسی فتد ناگه در آب

سرو جای برگ آرد بر لب جوبار گل

پنج نوبت می‌زند اندر چمن از شش جهت

عارض و رخسار و لعل و خنده‌ات از چار گل

گر کشد هر کس ز تصویر جمالت یک رقم

بشکفد از پنجه‌اش تا حشر چون گلزار گل

آفرین بر مصرع بیدل که طغرل گفته است

حیف باشد جز دل عاشق به دست یار گل!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۲۹تا به منشور سخن سرمشق طغرا گشته‌ام
  2. شمارهٔ ۲۳۰بشنود بلبل اگر اندر گلستان ناله‌ام
  3. شمارهٔ ۲۳۱برنمی‌آید برون از سینه آسان ناله‌ام
  4. شمارهٔ ۲۳۲کاش در بزم ادب من دلبری می‌داشتم
  5. شمارهٔ ۲۳۳طرب‌پیمای عشقم خاکساری‌هاست معراجم
  6. شمارهٔ ۲۳۴از آن روزی که من در حلقه زلف تو افتادم
  7. شمارهٔ ۲۳۵خجالت مایه‌ام وضع پریشانیست بنیادم
  8. شمارهٔ ۲۳۶کتاب عشق می‌خوانم کنون فهم سبق کردم
همه‌ی غزلیات ←

طغرل احراری درباره‌ی طغرل احراری

محمدنقیب‌خان طُغْرُلِ اَحراری (زادهٔ ۱۸۶۵ میلادی روستای زاسون از توابع ناحیهٔ عینی کنونی در شمال تاجیکستان - ۱۹۱۹ میلادی) شاعر تاجیکستانی است. تبار وی به عبیدالله احرار می‌رسید. علوم رایج روزگارش را در سمرقند و بخارا آموخت. پس از اتمام تحصیلات، به زادگاهش بازگشت. وی در آغاز شاعری نقیب تخلص می‌کرد، اما بعدها تخلص طغرل ر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.