پرش به محتوای اصلی
طغرل احراری طغرل احراری

غزلیات

شمارهٔ ۲۳۴

از آن روزی که من در حلقه زلف تو افتادم

سراپا قید بودم گوییا کردی تو آزادم

به عاشق تلخی هجران لیلی‌طلعتان شیرین

ازآن در کوه و صحرا همدم مجنون و فرهادم!

گیاه تشنه‌ام سر بر زده در وادی حسرت

ز نومیدی ثمر آورده نخل کلفت ایجادم

طلسم عنصرم دور است از آب و گل و آتش

ندارد کشتی تن موج را لنگر به جز بادم

به افسون دل خود عالمی زیر نگین دارم

که نقش خاتم دست سلیمان است او را دم

شب هجران من با کاکل او نسبتی دارد

پریشانی مرا سرمایه شد اما بدین شادم

بود پیوسته طغرل عندلیب گلشن کویش

به یاد خنده لعلش چو نی عمری به فریادم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۳۶کتاب عشق می‌خوانم کنون فهم سبق کردم
  2. شمارهٔ ۲۳۷به مضراب دگر قانون عشقت ساز می‌کردم
  3. شمارهٔ ۲۳۸صفحه دل را ز موج باده تا مستر زدم
  4. شمارهٔ ۲۳۹ - فیض‌الله‌جانفروزد شمع رخسارش اگر در کلبه تارم
  5. شمارهٔ ۲۴۰نوبهار ایجادم رونق حمل دارم
  6. شمارهٔ ۲۴۱ - بقاجانبنما رخ چو ماهت که ز دل برد قرارم
  7. شمارهٔ ۲۴۲ - حبیب‌جانحجاب از رخ فکن دلبر که زارم
  8. شمارهٔ ۲۴۳ای نهال قامتت نخل گلستان ارم
همه‌ی غزلیات ←

طغرل احراری درباره‌ی طغرل احراری

محمدنقیب‌خان طُغْرُلِ اَحراری (زادهٔ ۱۸۶۵ میلادی روستای زاسون از توابع ناحیهٔ عینی کنونی در شمال تاجیکستان - ۱۹۱۹ میلادی) شاعر تاجیکستانی است. تبار وی به عبیدالله احرار می‌رسید. علوم رایج روزگارش را در سمرقند و بخارا آموخت. پس از اتمام تحصیلات، به زادگاهش بازگشت. وی در آغاز شاعری نقیب تخلص می‌کرد، اما بعدها تخلص طغرل ر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.