پرش به محتوای اصلی
طغرل احراری طغرل احراری

غزلیات

شمارهٔ ۲۴۰

نوبهار ایجادم رونق حمل دارم

همچو گلبن معنی غنچه در بغل دارم

داده تا مرا رخصت مرشد خراباتم

غیر ملت عشاق کی غم ملل دارم؟!

زلف او نمی‌گردد مانع جنون من

همچو شمع بزم وصل آه بی‌محل دارم

پایمال دونانم گر ز پستی طالع

از بلندی همت مسند زحل دارم

خوانده‌ام کتاب غم در سلوک مجنونی

عامل جنونم لیک وضع بی‌عمل دارم

تا به کی ز نادانی می‌بری حسد با من؟!

این همه سخندانی قسمت از ازل دارم!

فهم معنی‌ام دارد قدر و شکل اسطرلاب

هندسی اگر خوانم حرفی از جمل دارم

گردش فلک اکنون گر مرا دهد فرصت

نسخه‌ها همی‌سازم بیم از اجل دارم

در سخن نمی‌باشد دیگری نظیر من

غیر حضرت بیدل من کجا بدل دارم؟!

محو حیرتم طغرل من ز مصرع بیدل

بی‌تو زنده‌ام یعنی مرگ بی‌اجل دارم!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۴۲ - حبیب‌جانحجاب از رخ فکن دلبر که زارم
  2. شمارهٔ ۲۴۳ای نهال قامتت نخل گلستان ارم
  3. شمارهٔ ۲۴۴وه که محرم در حریمش غیر و من اندر درم
  4. شمارهٔ ۲۴۵ز معمار خرابی بس که همچون گنج معمورم
  5. شمارهٔ ۲۴۶ندانم از چه استاد ازل کردست تخمیرم
  6. شمارهٔ ۲۴۷بساط هستی خود را به راهت خاک می‌سازم
  7. شمارهٔ ۲۴۸به عالم خویش را از بی‌خودی افسانه می‌سازم
  8. شمارهٔ ۲۴۹ادب سرمایه عشقم مپرس از شوخی نازم
همه‌ی غزلیات ←

طغرل احراری درباره‌ی طغرل احراری

محمدنقیب‌خان طُغْرُلِ اَحراری (زادهٔ ۱۸۶۵ میلادی روستای زاسون از توابع ناحیهٔ عینی کنونی در شمال تاجیکستان - ۱۹۱۹ میلادی) شاعر تاجیکستانی است. تبار وی به عبیدالله احرار می‌رسید. علوم رایج روزگارش را در سمرقند و بخارا آموخت. پس از اتمام تحصیلات، به زادگاهش بازگشت. وی در آغاز شاعری نقیب تخلص می‌کرد، اما بعدها تخلص طغرل ر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.