پرش به محتوای اصلی
طغرل احراری طغرل احراری

غزلیات

شمارهٔ ۲۴۳

ای نهال قامتت نخل گلستان ارم

سرو آزادت زان رو شد به آزادی علم

کلک تقدیر از خط ریحان به ریحان خطت

نسخ تعلیق وفا را کرد بر لعلت رقم

طائر نظاره عشاق بر گرد سرت

همچو امواج کبوتر بر لب بام حرم

مانی چین گر ببیند نقش مطبوع تو را

صورت خوبان عالم محو سازد یک قلم

هست این معنی مرا روشن که مانند تو نیست

چون تو معشوق پری‌زادی بود بسیار کم!

طرفه صیادیست چشمان هر دم می‌کند

از خدنگ سایه مژگان ناز خویش رم

مشک از حسرت به ناف آهوی چین چون شود

گر صبا زلف تو را آشفته سازد صبحدم

طالع برگشته‌ای دارم که طغرل در جهان

صبح اقبالی ندیدم هیچ غیر از شام غم!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۴۵ز معمار خرابی بس که همچون گنج معمورم
  2. شمارهٔ ۲۴۶ندانم از چه استاد ازل کردست تخمیرم
  3. شمارهٔ ۲۴۷بساط هستی خود را به راهت خاک می‌سازم
  4. شمارهٔ ۲۴۸به عالم خویش را از بی‌خودی افسانه می‌سازم
  5. شمارهٔ ۲۴۹ادب سرمایه عشقم مپرس از شوخی نازم
  6. شمارهٔ ۲۵۰هرگه ز ناز خندد آن جوهر تبسم
  7. شمارهٔ ۲۵۱حدیث زلف او خواهم خطی از هاله بنویسم
  8. شمارهٔ ۲۵۲چو می از آتش شوق وصال یار در جوشم
همه‌ی غزلیات ←

طغرل احراری درباره‌ی طغرل احراری

محمدنقیب‌خان طُغْرُلِ اَحراری (زادهٔ ۱۸۶۵ میلادی روستای زاسون از توابع ناحیهٔ عینی کنونی در شمال تاجیکستان - ۱۹۱۹ میلادی) شاعر تاجیکستانی است. تبار وی به عبیدالله احرار می‌رسید. علوم رایج روزگارش را در سمرقند و بخارا آموخت. پس از اتمام تحصیلات، به زادگاهش بازگشت. وی در آغاز شاعری نقیب تخلص می‌کرد، اما بعدها تخلص طغرل ر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.