پرش به محتوای اصلی
طغرل احراری طغرل احراری

غزلیات

شمارهٔ ۲۴۶

ندانم از چه استاد ازل کردست تخمیرم

که شد شهپر پرواز عنقا کلک تصویرم!

شبی چون زلف رفتم در خیال محبس رویش

همین افسانه دورست خواب صبح تعبیرم

چه می‌پرسی به مجنون نسبت رسوایی ما را

توان رمز جنون فهمید از ساز بم و زیرم!

به رنگ بی‌خودی چون ناله می‌خواهم روم سویش

خیال حلقه آن زلف شبرنگست زنجیرم

درین وادی غبار جرأتم ز آرام رم دارد

که چون وحشت به زیر سایه مژگان نخچیرم

سمند ناله‌ای در زیر بار سرمه کی ماند!

به قلاب نفس از راه خاموشی زمینگیرم!

خدنگ فکر من باشد حریف هر نشان طغرل

تو پنداری که از بال رسا آمد پر تیرم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۴۸به عالم خویش را از بی‌خودی افسانه می‌سازم
  2. شمارهٔ ۲۴۹ادب سرمایه عشقم مپرس از شوخی نازم
  3. شمارهٔ ۲۵۰هرگه ز ناز خندد آن جوهر تبسم
  4. شمارهٔ ۲۵۱حدیث زلف او خواهم خطی از هاله بنویسم
  5. شمارهٔ ۲۵۲چو می از آتش شوق وصال یار در جوشم
  6. شمارهٔ ۲۵۳گرفتار کمند آن خم زلف بناگوشم
  7. شمارهٔ ۲۵۴ندانم شمع رخسار که روشن شد ز آمالم
  8. شمارهٔ ۲۵۵نشئه از میخانه تحقیق می‌خواهد دلم
همه‌ی غزلیات ←

طغرل احراری درباره‌ی طغرل احراری

محمدنقیب‌خان طُغْرُلِ اَحراری (زادهٔ ۱۸۶۵ میلادی روستای زاسون از توابع ناحیهٔ عینی کنونی در شمال تاجیکستان - ۱۹۱۹ میلادی) شاعر تاجیکستانی است. تبار وی به عبیدالله احرار می‌رسید. علوم رایج روزگارش را در سمرقند و بخارا آموخت. پس از اتمام تحصیلات، به زادگاهش بازگشت. وی در آغاز شاعری نقیب تخلص می‌کرد، اما بعدها تخلص طغرل ر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.