پرش به محتوای اصلی
طغرل احراری طغرل احراری

غزلیات

شمارهٔ ۲۵۳

گرفتار کمند آن خم زلف بناگوشم

حباب‌آسا به سودای خیالش خانه‌بردوشم!

ادیبا با من از درس خرد دیگر مگو حرفی

چو مجنون در خیال طره لیلی بود هوشم!

نمی‌خواهم به غیر از دولت دیدار وصل او

اگر فرزند خورشید فلک آید در آغوشم!

مرا از زندگی بهتر که مردن در تمنایش

گر در جام جم آب حیات آید نمی‌نوشم!

همین شد سرنوشت قسمت روز ازل با من

قضا از حلقه‌ای داغ غلامی کرد در گوشم!

نباشد درخور من هیچ لاف نغمه شوقش

ز تشویر حرارت‌های عشق یار در جوشم

خوشا در پیکر من کسوت خاک درش طغرل

به جای پیرهن جز او ز عالم چشم می‌پوشم!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۵۵نشئه از میخانه تحقیق می‌خواهد دلم
  2. شمارهٔ ۲۵۶آبله شد سد ره منزلم
  3. شمارهٔ ۲۵۷ندانم نشئه از پیمانه چشم که در جامم
  4. شمارهٔ ۲۵۸نباشد جز حساب غم به جدول خط تقویمم
  5. شمارهٔ ۲۵۹ناله همان به که ز دل سر کنم
  6. شمارهٔ ۲۶۰چو گل زین باغ یک دل غرق خونم
  7. شمارهٔ ۲۶۱بیا ای باعث شور جنونم
  8. شمارهٔ ۲۶۲ - عبدالهریم جانعشق تو بلای جان و دینم
همه‌ی غزلیات ←

طغرل احراری درباره‌ی طغرل احراری

محمدنقیب‌خان طُغْرُلِ اَحراری (زادهٔ ۱۸۶۵ میلادی روستای زاسون از توابع ناحیهٔ عینی کنونی در شمال تاجیکستان - ۱۹۱۹ میلادی) شاعر تاجیکستانی است. تبار وی به عبیدالله احرار می‌رسید. علوم رایج روزگارش را در سمرقند و بخارا آموخت. پس از اتمام تحصیلات، به زادگاهش بازگشت. وی در آغاز شاعری نقیب تخلص می‌کرد، اما بعدها تخلص طغرل ر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.