پرش به محتوای اصلی
طغرل احراری طغرل احراری

غزلیات

شمارهٔ ۲۵۴

ندانم شمع رخسار که روشن شد ز آمالم

که چون پروانه صرف سوختن‌ها شد پر و بالم

اگر صد ره کتاب عشق را خوانی نمی‌یابی

به جز شرح جنون از نسخه دیوان اعمالم

به یاد عید وصلش سلخ ماه من شود بدری

غرورآرای عیشم غره ایام شوالم

کتاب مشکلات عشق من نحو دگر باشد

نمی‌فهمد به جز مجنون دگر کس شرح احوالم

من از بار ضعیفی آنقدر گردیده‌ام لاغر

تو پنداری که سرمشق صدای ناله و نالم

ندارد گشت راهت مهره نرد بساط من

نشان سعد هرگز نیست اندر قرعه فالم

فسون طالعم از شام نومیدی اثر دارد

ندامت گل کند از شوخی و نیرنگ آمالم

به حیرت غوطه خوردم از تماشای جمال او

که چون آیینه از نظاره رخسار او لالم

تنزل از طریق رونق بختم نگون سازد

به جز ادبار نبود حاصل سامان اقبالم

عصایی بر کفم امروز از چوب کمان باید

که من در زیر بار عشق او خم گشته چون دالم

چه خوش گفته‌ست طغرل شاه اورنگ سخن بیدل

دماغ شهرت عنقا ندارد ریزش بالم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۵۶آبله شد سد ره منزلم
  2. شمارهٔ ۲۵۷ندانم نشئه از پیمانه چشم که در جامم
  3. شمارهٔ ۲۵۸نباشد جز حساب غم به جدول خط تقویمم
  4. شمارهٔ ۲۵۹ناله همان به که ز دل سر کنم
  5. شمارهٔ ۲۶۰چو گل زین باغ یک دل غرق خونم
  6. شمارهٔ ۲۶۱بیا ای باعث شور جنونم
  7. شمارهٔ ۲۶۲ - عبدالهریم جانعشق تو بلای جان و دینم
  8. شمارهٔ ۲۶۳من از ساقی برای دفع غم توقیر می‌خواهم
همه‌ی غزلیات ←

طغرل احراری درباره‌ی طغرل احراری

محمدنقیب‌خان طُغْرُلِ اَحراری (زادهٔ ۱۸۶۵ میلادی روستای زاسون از توابع ناحیهٔ عینی کنونی در شمال تاجیکستان - ۱۹۱۹ میلادی) شاعر تاجیکستانی است. تبار وی به عبیدالله احرار می‌رسید. علوم رایج روزگارش را در سمرقند و بخارا آموخت. پس از اتمام تحصیلات، به زادگاهش بازگشت. وی در آغاز شاعری نقیب تخلص می‌کرد، اما بعدها تخلص طغرل ر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.