پرش به محتوای اصلی
طغرل احراری طغرل احراری

غزلیات

شمارهٔ ۲۵۶

آبله شد سد ره منزلم

دست کرم را عرق سائلم

رفت دلم در پی عرض ادب

بار امانت نکشد محملم

دور مبادا ز جبینم عرق

داد به طوفان هوس ساحلم!

می‌روم از خویش به مشق تپش

بسمل شوقم ادیب قاتلم

سبز نشد مزرع آمال من

نیست به جز یأس دگر حاصلم!

چند روی از پی این داروگیر؟!

گشت چو منصور حق از باطلم!

دور سخن آمده اکنون به من

سلسله حلقه این محفلم!

سالک راهی نشود باورت

هرچه زبان گفت ز حرف دلم

حرمت خونم که حلال تو باد

ناز به تیغ تو کند بسملم

دوش گذشتم سوی باغ سخن

گل دمد امروز ز آب و گلم

طغرل ازین مصرع بیدل خوشم

بی‌تو فتادست الم بر دلم!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۵۸نباشد جز حساب غم به جدول خط تقویمم
  2. شمارهٔ ۲۵۹ناله همان به که ز دل سر کنم
  3. شمارهٔ ۲۶۰چو گل زین باغ یک دل غرق خونم
  4. شمارهٔ ۲۶۱بیا ای باعث شور جنونم
  5. شمارهٔ ۲۶۲ - عبدالهریم جانعشق تو بلای جان و دینم
  6. شمارهٔ ۲۶۳من از ساقی برای دفع غم توقیر می‌خواهم
  7. شمارهٔ ۲۶۴ - عبدالرشیدجانعارضت آفتاب می‌گویم
  8. شمارهٔ ۲۶۵تا نگه از چشم حیران کرده‌ایم
همه‌ی غزلیات ←

طغرل احراری درباره‌ی طغرل احراری

محمدنقیب‌خان طُغْرُلِ اَحراری (زادهٔ ۱۸۶۵ میلادی روستای زاسون از توابع ناحیهٔ عینی کنونی در شمال تاجیکستان - ۱۹۱۹ میلادی) شاعر تاجیکستانی است. تبار وی به عبیدالله احرار می‌رسید. علوم رایج روزگارش را در سمرقند و بخارا آموخت. پس از اتمام تحصیلات، به زادگاهش بازگشت. وی در آغاز شاعری نقیب تخلص می‌کرد، اما بعدها تخلص طغرل ر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.