پرش به محتوای اصلی
طغرل احراری طغرل احراری

غزلیات

شمارهٔ ۲۶۵

تا نگه از چشم حیران کرده‌ایم

خانه آیینه ویران کرده‌ایم

عالمی ما را مسخر شد مگر

یاد انگشت سلیمان کرده‌ایم؟!

خویش را در محفل بزم ادب

بهر عید وصل قربان کرده‌ایم

لذت دردش گر اینست ای طبیب

بگذر از ما ترک درمان کرده‌ایم!

با وفای یار همچون زلف او

در شکست عهد پیمان کرده‌ایم

اشک نومیدی ز چشم انتظار

بر در امید دربان کرده‌ایم

جان به یک نیم‌نگاهش باختیم

مشکل خود سخت آسان کرده‌ایم

چون سراب اندر بیابان جنون

از سرشک خویش طوفان کرده‌ایم

ما غلط پیش لبش از ناقصی

قصه لعل بدخشان کرده‌ایم

شد فغان شانه خشک از تاب غم

روغن از شمع شبستان کرده‌ایم

ما و مجنون خوانده در فن جنون

زان سبب ترک دبستان کرده‌ایم

گرچه در هجریم از یاد رخش

دم به دم سیر گلستان کرده‌ایم

همچو گل امروز از باغ سخن

معنی بسیار سامان کرده‌ایم

حبذا طغرل که بیدل گفته است

یار می‌آید چراغان کرده‌ایم!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۶۷مرحبا ای دلبر سیمین‌تن سیمین‌بدن
  2. شمارهٔ ۲۶۸زیر بار عشق تو قدم دو تا خواهد شدن
  3. شمارهٔ ۲۶۹در غم عشق تو آخر ناتوان خواهم شدن
  4. شمارهٔ ۲۷۰- باسط‌جانبا برگ رخسار گلت ای گل‌بدن خوارم مکن!
  5. شمارهٔ ۲۷۱ای جفاجو اندکی قلب مرا تفریح کن
  6. شمارهٔ ۲۷۲سواد سرمه شام است در چشم نگار من
  7. شمارهٔ ۲۷۳تا کشد از رخ نقاب آن ماه سیمین‌ساق من
  8. شمارهٔ ۲۷۴آه از جوش صفای طبع معنی‌زای من
همه‌ی غزلیات ←

طغرل احراری درباره‌ی طغرل احراری

محمدنقیب‌خان طُغْرُلِ اَحراری (زادهٔ ۱۸۶۵ میلادی روستای زاسون از توابع ناحیهٔ عینی کنونی در شمال تاجیکستان - ۱۹۱۹ میلادی) شاعر تاجیکستانی است. تبار وی به عبیدالله احرار می‌رسید. علوم رایج روزگارش را در سمرقند و بخارا آموخت. پس از اتمام تحصیلات، به زادگاهش بازگشت. وی در آغاز شاعری نقیب تخلص می‌کرد، اما بعدها تخلص طغرل ر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.