پرش به محتوای اصلی
طغرل احراری طغرل احراری

غزلیات

شمارهٔ ۲۶۶ - حبیب‌جان

حلاوت در دلم از عشق جانان

ز وصلش گشته‌ام چون غنچه خندان

به سر از عشق او صد شور و غوغا

به دل از مهر او سوزیست پنهان

بود از خنجر مژگان نازش

هزاران رخنه اندر دین و ایمان

یم و قلزم شود پیدا به عالم

بسازم گریه چون ابر بهاران

چه خوش باشد شود وصلش میسر

سخن‌ها گویم از هر باب چندان

ابا ناکرده از لعلش ستانم

اجازت گر دهد بوسی به دندان

نیم از عاشقان بی‌مروت

که روبم خاک راهش را به مژگان

مبادا خاری اندر رهگذارش

ز مژگان اوفتد نبود ادب آن

زنم آبی به راه او ز دیده

که بنشیند ز پا گردش بدینسان

غلام حلقه بر گوش است طغرل

بجوید وصل جانان از دل و جان

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۶۸زیر بار عشق تو قدم دو تا خواهد شدن
  2. شمارهٔ ۲۶۹در غم عشق تو آخر ناتوان خواهم شدن
  3. شمارهٔ ۲۷۰- باسط‌جانبا برگ رخسار گلت ای گل‌بدن خوارم مکن!
  4. شمارهٔ ۲۷۱ای جفاجو اندکی قلب مرا تفریح کن
  5. شمارهٔ ۲۷۲سواد سرمه شام است در چشم نگار من
  6. شمارهٔ ۲۷۳تا کشد از رخ نقاب آن ماه سیمین‌ساق من
  7. شمارهٔ ۲۷۴آه از جوش صفای طبع معنی‌زای من
  8. شمارهٔ ۲۷۵ - تاجی‌جانتاب رخت ندارد خورشید طاق گردون
همه‌ی غزلیات ←

طغرل احراری درباره‌ی طغرل احراری

محمدنقیب‌خان طُغْرُلِ اَحراری (زادهٔ ۱۸۶۵ میلادی روستای زاسون از توابع ناحیهٔ عینی کنونی در شمال تاجیکستان - ۱۹۱۹ میلادی) شاعر تاجیکستانی است. تبار وی به عبیدالله احرار می‌رسید. علوم رایج روزگارش را در سمرقند و بخارا آموخت. پس از اتمام تحصیلات، به زادگاهش بازگشت. وی در آغاز شاعری نقیب تخلص می‌کرد، اما بعدها تخلص طغرل ر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.