پرش به محتوای اصلی
طغرل احراری طغرل احراری

غزلیات

شمارهٔ ۲۷۰- باسط‌جان

با برگ رخسار گلت ای گل‌بدن خوارم مکن!

ناز غمت را لایقم سوزان در نارم مکن!

آزرده عشق توام نآزار و زاری را ببین

زاری چو من کم باشدت بسیار آزارم مکن!

سر باختم من با سرت سر را نگیرم از درت

سردار عشق بی‌سرم سردار سردارم مکن!

طول کمند کاکلت دستم ز دین کوتاه کرد

با خاک پایت ای صنم جز زلف زنارم مکن!

جیب قبا کردم قبا یکباره از پیغام تو

مانند احول‌طینتان دو دیده را چارم مکن!

آموختم درس غمت پر شد مرا در سینه غم

در سینه من شد غمت در سینه تکرارم مکن!

نورس‌گلا با عارضت دل دادم و عاری شدم

مانند خال عارضی از بیدلی عارم مکن!

من طغرل زار توام یارم نه اغیار توام

ای یار اگر یار منی در سلک اغیارم مکن!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۷۲سواد سرمه شام است در چشم نگار من
  2. شمارهٔ ۲۷۳تا کشد از رخ نقاب آن ماه سیمین‌ساق من
  3. شمارهٔ ۲۷۴آه از جوش صفای طبع معنی‌زای من
  4. شمارهٔ ۲۷۵ - تاجی‌جانتاب رخت ندارد خورشید طاق گردون
  5. شمارهٔ ۲۷۶شوخ شهرآشوب من گر بی‌حجاب آید برون
  6. شمارهٔ ۲۷۷به یاد خنده آن لعل میگون
  7. شمارهٔ ۲۷۸بتی دارم که صد میخانه باشد در کنار او
  8. شمارهٔ ۲۷۹قدر مسیحا برد لعل سخندان او
همه‌ی غزلیات ←

طغرل احراری درباره‌ی طغرل احراری

محمدنقیب‌خان طُغْرُلِ اَحراری (زادهٔ ۱۸۶۵ میلادی روستای زاسون از توابع ناحیهٔ عینی کنونی در شمال تاجیکستان - ۱۹۱۹ میلادی) شاعر تاجیکستانی است. تبار وی به عبیدالله احرار می‌رسید. علوم رایج روزگارش را در سمرقند و بخارا آموخت. پس از اتمام تحصیلات، به زادگاهش بازگشت. وی در آغاز شاعری نقیب تخلص می‌کرد، اما بعدها تخلص طغرل ر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.