پرش به محتوای اصلی
طغرل احراری طغرل احراری

غزلیات

شمارهٔ ۲۷۷

به یاد خنده آن لعل میگون

شدم چون غنچه در این باغ دلخون

سواد زلف او شد سر خط من

بود سرمشق من این بخت واژون

نهال قامتش ممتاز باشد

به باغ اعتبار از سرو موزون

کش از رنگ حنا دست هوس را

که از خونم بود پای تو گلگون!

ز هجران تو دریای سرشکم

تلاطم می‌کند چون موج جیحون

به هم آغشته در سرخ و سفیدی

رخش مانند برف و قطره خون

به نزد کوهکن یکسان نماید

فراز و شیب کوه و دشت و هامون

بود رنگ رخ عذرا ز وامق

طراز دامن لیلی ز مجنون

به یاد نرگس و زلف تو طغرل

شدم چون عین کاف و حلقه نون!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۷۹قدر مسیحا برد لعل سخندان او
  2. شمارهٔ ۲۸۰شوخی که بگذرد ز دل ما سنان او
  3. شمارهٔ ۲۸۱ - سیدجانسرو و صنوبر شد خجل از قامت زیبای او
  4. شمارهٔ ۲۸۲برد دلم را ز ره زلف سمن‌سای او
  5. شمارهٔ ۲۸۳ - مردانقلیماه تمام من که منم مستمند تو
  6. شمارهٔ ۲۸۴دلبرم را هست گویا سیر صحرا آرزو
  7. شمارهٔ ۲۸۵از قامت بلندت قمری به لحن کوکو
  8. شمارهٔ ۲۸۶دل پیش تو کشف راز کرده
همه‌ی غزلیات ←

طغرل احراری درباره‌ی طغرل احراری

محمدنقیب‌خان طُغْرُلِ اَحراری (زادهٔ ۱۸۶۵ میلادی روستای زاسون از توابع ناحیهٔ عینی کنونی در شمال تاجیکستان - ۱۹۱۹ میلادی) شاعر تاجیکستانی است. تبار وی به عبیدالله احرار می‌رسید. علوم رایج روزگارش را در سمرقند و بخارا آموخت. پس از اتمام تحصیلات، به زادگاهش بازگشت. وی در آغاز شاعری نقیب تخلص می‌کرد، اما بعدها تخلص طغرل ر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.