پرش به محتوای اصلی
طغرل احراری طغرل احراری

غزلیات

شمارهٔ ۲۸۳ - مردانقلی

ماه تمام من که منم مستمند تو

مرغ دلم فتاده به دام کمند تو

رفتار خویش کبک دری ترک می‌کند

بیند اگر خرام قد دلپسند تو

در ملک حسن خسرو فرمانروا تویی

دل نیست در جهان که نباشد به بند تو!

ای قامت بلند تو سرمشق دلبری

جانم فدای قامت بالا بلند تو!

نرد مفاخرت ز فلک می‌برد زمین

زیرا که محرم است به نعل سمند تو

قربان آن شوم که تو را آفریده است

در هر کجا بود سخن از چون و چند تو

لب‌های غنچه وا نشود گر روی به باغ

از شرم خنده لب شیرین ز قند تو

یاد از هوای سجده ابروت می‌کند

طغرل نکرده وهم ز تیغ پرند تو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۸۵از قامت بلندت قمری به لحن کوکو
  2. شمارهٔ ۲۸۶دل پیش تو کشف راز کرده
  3. شمارهٔ ۲۸۷ای عشق بلای جان شدستی
  4. شمارهٔ ۲۸۸ای غنچه خندان من از بوستان کیستی؟!
  5. شمارهٔ ۲۸۹یاد ایامی که سوی ما خرامی داشتی
  6. شمارهٔ ۲۹۰ - در جواب گلشنی بخاراییآن روز وعده تو سرآمد نیامدی
  7. شمارهٔ ۲۹۱ - عبدالاقدرعارضت خورشید اوج دلبری
  8. شمارهٔ ۲۹۲با لب لعل تو طوطی نکند هم‌سخنی
همه‌ی غزلیات ←

طغرل احراری درباره‌ی طغرل احراری

محمدنقیب‌خان طُغْرُلِ اَحراری (زادهٔ ۱۸۶۵ میلادی روستای زاسون از توابع ناحیهٔ عینی کنونی در شمال تاجیکستان - ۱۹۱۹ میلادی) شاعر تاجیکستانی است. تبار وی به عبیدالله احرار می‌رسید. علوم رایج روزگارش را در سمرقند و بخارا آموخت. پس از اتمام تحصیلات، به زادگاهش بازگشت. وی در آغاز شاعری نقیب تخلص می‌کرد، اما بعدها تخلص طغرل ر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.