پرش به محتوای اصلی
طغرل احراری طغرل احراری

غزلیات

شمارهٔ ۲۸۶

دل پیش تو کشف راز کرده

دیوان غم تو باز کرده

از زلف تو می‌کند حکایت

افسانه خود دراز کرده

قانون غمت به صوت «عشاق»

زیر و بم عشق ساز کرده

لبیک زنم به طوف کویت

آهنگ ره حجاز کرده!

لعل لب تو تبرزدآرا

بی‌قدرتر از پیاز کرده!

صراف دکان عشق ما را

در بوته غم گداز کرده!

از شوخی جلوه تذروست

کان بخیه به چشم باز کرده

بیداد و ستم به حال محمود

زلف سیه ایاز کرده

امروز قضا ز نام طغرل

عنوان سخن طراز کرده

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۸۸ای غنچه خندان من از بوستان کیستی؟!
  2. شمارهٔ ۲۸۹یاد ایامی که سوی ما خرامی داشتی
  3. شمارهٔ ۲۹۰ - در جواب گلشنی بخاراییآن روز وعده تو سرآمد نیامدی
  4. شمارهٔ ۲۹۱ - عبدالاقدرعارضت خورشید اوج دلبری
  5. شمارهٔ ۲۹۲با لب لعل تو طوطی نکند هم‌سخنی
  6. شمارهٔ ۲۹۳ای فلک داد از جفایت در چه حالم کرده‌ای؟!
همه‌ی غزلیات ←

طغرل احراری درباره‌ی طغرل احراری

محمدنقیب‌خان طُغْرُلِ اَحراری (زادهٔ ۱۸۶۵ میلادی روستای زاسون از توابع ناحیهٔ عینی کنونی در شمال تاجیکستان - ۱۹۱۹ میلادی) شاعر تاجیکستانی است. تبار وی به عبیدالله احرار می‌رسید. علوم رایج روزگارش را در سمرقند و بخارا آموخت. پس از اتمام تحصیلات، به زادگاهش بازگشت. وی در آغاز شاعری نقیب تخلص می‌کرد، اما بعدها تخلص طغرل ر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.