پرش به محتوای اصلی
طغرل احراری طغرل احراری

غزلیات

شمارهٔ ۲۸۹

یاد ایامی که سوی ما خرامی داشتی

با کف از میخانه الطاف جامی داشتی!

از بهار عارضت نظاره‌ام می‌چید گل

چون نگه در خانه چشمم مقامی داشتی

انجمن‌آرای بزم ما حدیث وصل بود

حیف گفتاری که زان شکر به کامی داشتی!

از طریق و شیوه عهد و وفا گشتی برون

با مروت بین خوبان گرچه نامی داشتی

مژده و پیغام قاصد بود انفاس مسیح

از لب جان‌بخش با ما گر پیامی داشتی!

خاص بود مر عام را و عام بود مر خاص را

از نوازش‌ها که لطف خاص و عامی داشتی

کلبه ما طغرل از خورشید پرتو می‌زند

سوی این کاشانه گویا سیر بامی داشتی!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۹۱ - عبدالاقدرعارضت خورشید اوج دلبری
  2. شمارهٔ ۲۹۲با لب لعل تو طوطی نکند هم‌سخنی
  3. شمارهٔ ۲۹۳ای فلک داد از جفایت در چه حالم کرده‌ای؟!
همه‌ی غزلیات ←

طغرل احراری درباره‌ی طغرل احراری

محمدنقیب‌خان طُغْرُلِ اَحراری (زادهٔ ۱۸۶۵ میلادی روستای زاسون از توابع ناحیهٔ عینی کنونی در شمال تاجیکستان - ۱۹۱۹ میلادی) شاعر تاجیکستانی است. تبار وی به عبیدالله احرار می‌رسید. علوم رایج روزگارش را در سمرقند و بخارا آموخت. پس از اتمام تحصیلات، به زادگاهش بازگشت. وی در آغاز شاعری نقیب تخلص می‌کرد، اما بعدها تخلص طغرل ر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.