پرش به محتوای اصلی
طغرل احراری طغرل احراری

غزلیات

شمارهٔ ۲۹۲

با لب لعل تو طوطی نکند هم‌سخنی

بگذرد پیش تو از دعوی شکرشکنی

سنبل زلف تو را باد پریشان سازد

بشکند عنبرسارایی و مشک ختنی!

گرچه ابروی تو شد قبله اسلام ولی

بت بتخانه چین و صنم اهرمنی!

سرخی بیره تنبول لبت را دیده

خون حسرت خورد از رشک عقیق یمنی!

هیچ در باغ جهان گل نبود چون رویت

ای گل باغ لطافت ز کدامین چمنی؟!

دهنت وقت سخن گر گهرافشان گردد

نرخ خرمهره شود قیمت در عدنی!

به من آمد ز قضا ختم تمامی سخن

ختم شد با تو چنان دعوی سیمین‌ذقنی

غنچه در باغ اگر لعل لبت را بیند

نزند لاف به پیش تو ز کوچک‌دهنی!

گرچه ننگ است تو را عاشقی طغرل ما

به خدا شکر کنم زان که تو معشوق منی!

طغرل احراری درباره‌ی طغرل احراری

محمدنقیب‌خان طُغْرُلِ اَحراری (زادهٔ ۱۸۶۵ میلادی روستای زاسون از توابع ناحیهٔ عینی کنونی در شمال تاجیکستان - ۱۹۱۹ میلادی) شاعر تاجیکستانی است. تبار وی به عبیدالله احرار می‌رسید. علوم رایج روزگارش را در سمرقند و بخارا آموخت. پس از اتمام تحصیلات، به زادگاهش بازگشت. وی در آغاز شاعری نقیب تخلص می‌کرد، اما بعدها تخلص طغرل ر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.