پرش به محتوای اصلی
طغرل احراری طغرل احراری

غزلیات

شمارهٔ ۲۸۸

ای غنچه خندان من از بوستان کیستی؟!

وی دشمن ایمان من از دوستان کیستی؟

تیری زده بر جان من مژگان ناوک‌افکنت

ای ترک تیرانداز من ابروکمان کیستی؟!

سرو قدت اندر چمن بشکست قدر نارون

ای عرعر طوبی‌شکن سرو روان کیستی؟!

من طوطی‌ام شکرشکن هندوستانم زلف تو

با خال هندوی لبت هندوستان کیستی؟!

از لعل می‌آرد برون گوهر بدخشان لبت

ای صد بدخشان در لبت تو خود ز کان کیستی؟!

نالیدم از شب تا سحر بشنیدی افغان مرا

یک ره نگفتی ای صنم کاندر فغان کیستی؟!

جان مرا بی‌روی تو آرام نبود در بدن

بهر خدا با من بگو آرام جان کیستی؟!

دیریست با فکر رسا صید معانی می‌کنی

ای طغرل اوج سخن از آشیان کیستی؟!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۹۰ - در جواب گلشنی بخاراییآن روز وعده تو سرآمد نیامدی
  2. شمارهٔ ۲۹۱ - عبدالاقدرعارضت خورشید اوج دلبری
  3. شمارهٔ ۲۹۲با لب لعل تو طوطی نکند هم‌سخنی
  4. شمارهٔ ۲۹۳ای فلک داد از جفایت در چه حالم کرده‌ای؟!
همه‌ی غزلیات ←

طغرل احراری درباره‌ی طغرل احراری

محمدنقیب‌خان طُغْرُلِ اَحراری (زادهٔ ۱۸۶۵ میلادی روستای زاسون از توابع ناحیهٔ عینی کنونی در شمال تاجیکستان - ۱۹۱۹ میلادی) شاعر تاجیکستانی است. تبار وی به عبیدالله احرار می‌رسید. علوم رایج روزگارش را در سمرقند و بخارا آموخت. پس از اتمام تحصیلات، به زادگاهش بازگشت. وی در آغاز شاعری نقیب تخلص می‌کرد، اما بعدها تخلص طغرل ر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.