پرش به محتوای اصلی
طغرل احراری طغرل احراری

غزلیات

شمارهٔ ۲۸۴

دلبرم را هست گویا سیر صحرا آرزو

لاله را باشد از آن داغ سویدا آرزو

هر زمان مد نگه را رخصت نظاره کن

باشدت گر از جمال او تماشا آرزو

یک سخن از لعل جان‌بخشش تو را کافی بود

گر بود در دل تو را اعجاز عیسی آرزو

من گرفتار ویم بلبل اسیر گل بود

هر کرا باشد به دل نوعی تمنا آرزو

تا توانی گیر از میخانه چشمش قدح

گر تو را باشد خیال جام و مینا آرزو

گر عزیز مصر را محرم شد اما کی بود

جز هوای عشق یوسف با زلیخا آرزو؟!

حلقه زنجیر او از حلقه چشمم کنید

گر بود یار مرا خلخال در پا آرزو

خوانده‌ام بسیار از لوح کتاب نوخطان

طغرل ما راست اکنون خط طغرا آرزو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۸۶دل پیش تو کشف راز کرده
  2. شمارهٔ ۲۸۷ای عشق بلای جان شدستی
  3. شمارهٔ ۲۸۸ای غنچه خندان من از بوستان کیستی؟!
  4. شمارهٔ ۲۸۹یاد ایامی که سوی ما خرامی داشتی
  5. شمارهٔ ۲۹۰ - در جواب گلشنی بخاراییآن روز وعده تو سرآمد نیامدی
  6. شمارهٔ ۲۹۱ - عبدالاقدرعارضت خورشید اوج دلبری
  7. شمارهٔ ۲۹۲با لب لعل تو طوطی نکند هم‌سخنی
  8. شمارهٔ ۲۹۳ای فلک داد از جفایت در چه حالم کرده‌ای؟!
همه‌ی غزلیات ←

طغرل احراری درباره‌ی طغرل احراری

محمدنقیب‌خان طُغْرُلِ اَحراری (زادهٔ ۱۸۶۵ میلادی روستای زاسون از توابع ناحیهٔ عینی کنونی در شمال تاجیکستان - ۱۹۱۹ میلادی) شاعر تاجیکستانی است. تبار وی به عبیدالله احرار می‌رسید. علوم رایج روزگارش را در سمرقند و بخارا آموخت. پس از اتمام تحصیلات، به زادگاهش بازگشت. وی در آغاز شاعری نقیب تخلص می‌کرد، اما بعدها تخلص طغرل ر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.