پرش به محتوای اصلی
طغرل احراری طغرل احراری

غزلیات

شمارهٔ ۲۷۶

شوخ شهرآشوب من گر بی‌حجاب آید برون

با تماشای جمالش آفتاب آید برون!

از می وصلش رقیبان جمله یکسر کامیاب

سوی عاشق آن جفاجو با عتاب آید برون!

در چمن بی‌روی او با گل چسان سازم نگه؟!

شبنم خجلت به رویم چون گلاب آید برون!

آنقدر با یاد او از دیده باریدم گهر

موج طوفان سرشکم را حباب آید برون!

سوختم در مجمر عشق تو ای نازآفرین

هر دمی از دل مرا بوی کباب آید برون

بی‌تو عمری همچو نی با ناله دارم الفتی

برق آهم هر نفس همچون شهاب آید برون

کیست طغرل امت پیغمبر خضر خطش؟!

ای خوش آن پیغمبری کو با کتاب آید برون!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۷۸بتی دارم که صد میخانه باشد در کنار او
  2. شمارهٔ ۲۷۹قدر مسیحا برد لعل سخندان او
  3. شمارهٔ ۲۸۰شوخی که بگذرد ز دل ما سنان او
  4. شمارهٔ ۲۸۱ - سیدجانسرو و صنوبر شد خجل از قامت زیبای او
  5. شمارهٔ ۲۸۲برد دلم را ز ره زلف سمن‌سای او
  6. شمارهٔ ۲۸۳ - مردانقلیماه تمام من که منم مستمند تو
  7. شمارهٔ ۲۸۴دلبرم را هست گویا سیر صحرا آرزو
  8. شمارهٔ ۲۸۵از قامت بلندت قمری به لحن کوکو
همه‌ی غزلیات ←

طغرل احراری درباره‌ی طغرل احراری

محمدنقیب‌خان طُغْرُلِ اَحراری (زادهٔ ۱۸۶۵ میلادی روستای زاسون از توابع ناحیهٔ عینی کنونی در شمال تاجیکستان - ۱۹۱۹ میلادی) شاعر تاجیکستانی است. تبار وی به عبیدالله احرار می‌رسید. علوم رایج روزگارش را در سمرقند و بخارا آموخت. پس از اتمام تحصیلات، به زادگاهش بازگشت. وی در آغاز شاعری نقیب تخلص می‌کرد، اما بعدها تخلص طغرل ر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.