پرش به محتوای اصلی
طغرل احراری طغرل احراری

غزلیات

شمارهٔ ۲۸۰

شوخی که بگذرد ز دل ما سنان او

باشد خدنگ حادثه تیر کمان او

در صحن باغ غنچه نشکفته ز انفعال

خون می‌خورد ز حسرت رشک دهان او

وصف حدیث موی میانش چسان کنم؟!

ترسم زیان رسد ز سخن در میان او!

ریزد به خاک شربت آب نبات را

وقت سخن حلاوت شهد بیان او

بادا همیشه روز و شب و لحظه و زمان

چون مردمک به خانه چشمم مکان او!

از ناز اگرچه لب نکشاید مرا بود

جزء کرشمه نگهش ترجمان او!

صط کمال طغرل ما رفت در جهان

از بس که شد به نخل سخن آشیان او

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۸۲برد دلم را ز ره زلف سمن‌سای او
  2. شمارهٔ ۲۸۳ - مردانقلیماه تمام من که منم مستمند تو
  3. شمارهٔ ۲۸۴دلبرم را هست گویا سیر صحرا آرزو
  4. شمارهٔ ۲۸۵از قامت بلندت قمری به لحن کوکو
  5. شمارهٔ ۲۸۶دل پیش تو کشف راز کرده
  6. شمارهٔ ۲۸۷ای عشق بلای جان شدستی
  7. شمارهٔ ۲۸۸ای غنچه خندان من از بوستان کیستی؟!
  8. شمارهٔ ۲۸۹یاد ایامی که سوی ما خرامی داشتی
همه‌ی غزلیات ←

طغرل احراری درباره‌ی طغرل احراری

محمدنقیب‌خان طُغْرُلِ اَحراری (زادهٔ ۱۸۶۵ میلادی روستای زاسون از توابع ناحیهٔ عینی کنونی در شمال تاجیکستان - ۱۹۱۹ میلادی) شاعر تاجیکستانی است. تبار وی به عبیدالله احرار می‌رسید. علوم رایج روزگارش را در سمرقند و بخارا آموخت. پس از اتمام تحصیلات، به زادگاهش بازگشت. وی در آغاز شاعری نقیب تخلص می‌کرد، اما بعدها تخلص طغرل ر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.