پرش به محتوای اصلی
طغرل احراری طغرل احراری

غزلیات

شمارهٔ ۲۸۱ - سیدجان

سرو و صنوبر شد خجل از قامت زیبای او

آشفته سنبل با سمن از زلف عنبرسای او

یک سو دریده پیرهن گل از گل رویش نگر

خون بسته در دل غنچه را دیگر طرف سودای او

در دل هوای عشق او داغست چون من لاله هم

تیری کجا ننشسته است از نرگس شهلای او؟!

چون از خرامان رفتنش شمشاد حسرت آورد

وه این چه قد و قامت است جانست سر تا پای او؟!

آید اگر سوی چمن سرسبز گردد انجمن!

خضر نبی پیدا شود از نقش خاک پای او!

نالم چو نی از دوری‌اش روز و شب و شام و سحر

باشد نصیب من شود یک جرعه از صهبای او

از بس غلام درگهش گشتند یکسر صادقان

طغرل غلام صادق است گلشن بود مأوای او!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۸۳ - مردانقلیماه تمام من که منم مستمند تو
  2. شمارهٔ ۲۸۴دلبرم را هست گویا سیر صحرا آرزو
  3. شمارهٔ ۲۸۵از قامت بلندت قمری به لحن کوکو
  4. شمارهٔ ۲۸۶دل پیش تو کشف راز کرده
  5. شمارهٔ ۲۸۷ای عشق بلای جان شدستی
  6. شمارهٔ ۲۸۸ای غنچه خندان من از بوستان کیستی؟!
  7. شمارهٔ ۲۸۹یاد ایامی که سوی ما خرامی داشتی
  8. شمارهٔ ۲۹۰ - در جواب گلشنی بخاراییآن روز وعده تو سرآمد نیامدی
همه‌ی غزلیات ←

طغرل احراری درباره‌ی طغرل احراری

محمدنقیب‌خان طُغْرُلِ اَحراری (زادهٔ ۱۸۶۵ میلادی روستای زاسون از توابع ناحیهٔ عینی کنونی در شمال تاجیکستان - ۱۹۱۹ میلادی) شاعر تاجیکستانی است. تبار وی به عبیدالله احرار می‌رسید. علوم رایج روزگارش را در سمرقند و بخارا آموخت. پس از اتمام تحصیلات، به زادگاهش بازگشت. وی در آغاز شاعری نقیب تخلص می‌کرد، اما بعدها تخلص طغرل ر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.