پرش به محتوای اصلی
طغرل احراری طغرل احراری

غزلیات

شمارهٔ ۲۷۵ - تاجی‌جان

تاب رخت ندارد خورشید طاق گردون

بشکسته قدر یاقوت از این دو لعل میگون

امروز چون تو شاهی نبود به ملک خوبی

یکسر سپاه غمزه همراه چشم مفتون

جاری شود ز چشمم گریم اگر ز هجرت

مردم به آب ماند نهری شود چو جیحون

یارب ز ظلم کوشی دائم چرا خموشی

رخ را همیشه پوشی از عاشقان محزون؟!

جام شراب تا کی با غیر ما بنوشی؟!

ای لیلی زمانه رحمی به حال مجنون!

اندر حریم وصلت محرم همیشه اغیار

با ما که مردم از غم لطفی به حق بیچون!

نامت به هر سر بیت بنهاده همچو تاجی

جان شد برون که طغرل تا وا کشید مضمون

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۷۷به یاد خنده آن لعل میگون
  2. شمارهٔ ۲۷۸بتی دارم که صد میخانه باشد در کنار او
  3. شمارهٔ ۲۷۹قدر مسیحا برد لعل سخندان او
  4. شمارهٔ ۲۸۰شوخی که بگذرد ز دل ما سنان او
  5. شمارهٔ ۲۸۱ - سیدجانسرو و صنوبر شد خجل از قامت زیبای او
  6. شمارهٔ ۲۸۲برد دلم را ز ره زلف سمن‌سای او
  7. شمارهٔ ۲۸۳ - مردانقلیماه تمام من که منم مستمند تو
  8. شمارهٔ ۲۸۴دلبرم را هست گویا سیر صحرا آرزو
همه‌ی غزلیات ←

طغرل احراری درباره‌ی طغرل احراری

محمدنقیب‌خان طُغْرُلِ اَحراری (زادهٔ ۱۸۶۵ میلادی روستای زاسون از توابع ناحیهٔ عینی کنونی در شمال تاجیکستان - ۱۹۱۹ میلادی) شاعر تاجیکستانی است. تبار وی به عبیدالله احرار می‌رسید. علوم رایج روزگارش را در سمرقند و بخارا آموخت. پس از اتمام تحصیلات، به زادگاهش بازگشت. وی در آغاز شاعری نقیب تخلص می‌کرد، اما بعدها تخلص طغرل ر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.